خارپشت و روباره - در باب نگاه تولستوی به تاریخ
آیزایا برلین
نجف دریابندری
بایگانی
دسته بندی: اندیشه-و-تفکر
| کد آیتم: |
1993298 |
| بارکد: |
9786228076034 |
| سال انتشار: |
1403 |
| نوبت چاپ: |
1 |
| تعداد صفحات: |
166 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
رقعی |
کتاب «خارپشت و روباه» اثر آيزايا برلين
جُستاري مشهور از آيزايا برلين دربار? دو شکل از تفکر. کتاب «خارپشت و روباه: در باب نگاه تولستوي به تاريخ»، با عنوان اصلي The Hedgehog and the Fox: An Essay on Tolstoys View of History، حاوي ايدهاي جذاب و تأملبرانگيز دربار? دو جور مواجهه با جهان و پديدههاي آن، با محوريت آثار لف تولستوي و جهانبيني او و نگاهش به تاريخ، است.
کتاب «خارپشت و روباه» بسيار بر حوزههاي گوناگون، از جمله هنر و تجارت و کسبوکار و علوم سياسي، تأثير گذاشته و بهانحاي گوناگون به آن ارجاع داده و از آن استفاده شده است.
گفتنيست که با الهام از ايد? کتاب «خارپشت و روباه» مجسمهاي هم با همين عنوان ساخته و در دانشگاه پرينستون نصب شده است.
کتاب «خارپشت و روباه» برآمده از يک سخنراني آيزايا برلين در آکسفورد است. متن اين سخنراني در سال 1951 در يک مجله به چاپ رسيد. عنوان جستار در آن زمان هنوز «خارپشت و روباه» نبود و اين عنوان وقتي روي آن گذاشته شد که قرار شد جستار برلين، بعد از بازبيني و بازنويسي و گسترش متن اوليه، بهصورت کتابي مستقل منتشر شود. جستار «خارپشت و روباه» اولين بار در سال 1953 در قالب کتاب به چاپ رسيد. اين جستار بعدها، در سال 1978، بهعنوان يکي از جستارهاي کتاب «متفکران روس» آيزايا برلين، در اين کتاب بازنشر شد.
در سال 2013 جستار «خارپشت و روباه» بار ديگر و با ويراستي جديد بهصورت کتابي مستقل، بهويرايشِ هنري هاردي و همراه با پيشگفتاري از مايکل ايگناتيف و يادداشتها و پيوستي افزوده، به چاپ رسيد.
مروري بر کتاب «خارپشت و روباه»
آرخيلوخوس، شاعر و نويسند? يونان باستان، ميگويد: «روباه بسيار چيزها ميداند، اما خارپشت يک چيز بزرگ ميداند.» اين گفته، که سطري از پارههاي پراکند? بهجامانده از اشعار آرخيلوخوس است، جرق? ايدهاي را در سَرِ آيزايا برلين زد که ماحصل آن شد کتاب «خارپشت و روباه».
آيزايا برلين در کتاب «خارپشت و روباه» روشنفکران و هنرمندان را، با الهام از شعر آرخيلوخوس، به دو دسته تقسيم ميکند و خارپشت را استعارهاي براي يک دسته و روباه را استعارهاي براي دست? ديگر ميگيرد.
بهاعتقاد برلين در کتاب «خارپشت و روباه» روشنفکران و هنرمندان و بهطور کليتر هم? آدمها را، براساس شکل تفکر و نوع نگرش آنها به جهان و پديدههاي آن، ميتوان به دو دست? خارپشتها و روباهها تقسيم کرد. از ديد برلين خارپشتها آنهايي هستند که سعي دارند هم? امور جهان را در يک جهانبيني واحد و منسجم بگنجانند و همهچيز را با آن جهانبيني تطبيق دهند و مطابق آن تحليل کنند و روباهها آنهايياند که جهانبيني منسجمي ندارند و فکرشان پريشان است و پراکندهکارند و از هر چمن گلي ميچينند و اصرار ندارند بهزور همهچيز را مطابقِ يک مفهوم واحد و منسجم معنا کنند و به همين دليل نگرشي پر از تضاد و تناقض دارند.
آيزايا برلين در کتاب «خارپشت و روباه» معتقد است که هنرمندان و متفکراني چون مارسل پروست و داستايفسکي و دانته و نيچه و ايبسن و افلاطون و هگل متعلق به دست? خارپشتها هستند و هنرمندان و متفکراني نظير شکسپير و اراسموس و ارسطو و گوته و پوشکين و بالزاک و جيمز جويس جزو روباهها.
اما موضوع اصلي بحث نويسنده در کتاب «خارپشت و روباه» لف تولستوي است؛ نويسندهاي که بهاعتقاد برلين دربار? او نميتوان با قاطعيت گفت که خارپشت است يا روباه. البته برلين همان اول کتاب که تقسيمبندياش را توضيح ميدهد بر اين نکته هم تأکيد ميکند که اين تقسيمبندي را نبايد بيش از حد جدي گرفت و بر آن پاي فشرد چون در اين صورت به يک نظري? خشکِ مکانيکي و مصنوعي و متعصبانه بدل ميشود، اما بهنظر برلين نميشود يکسره هم به چنين تقسيمبندياي بياعتنا ماند چون بخشي از حقيقت را در خود دارد و ميتواند نقط? شروع پژوهشي جدي باشد.
برلين در کتاب «خارپشت و روباه»، بعد از مقدمهاي کوتاه در شرح ايدهاش، بهسراغ تولستوي ميرود و او و انديشهها و آثارش را بهمثابه نمونهاي متناقض و پيچيده که نه کاملاً خارپشت است و نه کاملاً روباه مورد بررسي قرار ميدهد. برلين تولستويِ داستاننويس را روباه و آن تولستوي را که ميخواهد آگاهانه همهچيز را در يک نظام فکري و فلسفي منسجم بگنجاند خارپشت ميداند اما بر اين عقيده است که تولستوي بهشکل طبيعي و بهعنوان داستاننويس به روباه نزديکتر است اما آگاهانه ميخواهد نگرشي را جا بيندازد و تبيين کند و به تفسير جهان و انسان براساس آن بپردازد و همين باعث ميشود که، در عين روباهبودن، واجد خصلتي خارپشتي هم بشود و در وضعيتي متناقض قرار گيرد. برلين در بحث از خارپشت يا روباه بودن تولستوي به بررسي فلسف? تاريخ او در رمان «جنگ و صلح» ميپردازد.
دربار? آيزايا برلين، نويسند? کتاب «خارپشت و روباه»
آيزايا برلين (Sir Isaiah Berlin)، متولد 1909 و درگذشته به سال 1997، نظريهپرداز اجتماعي و سياسي، مورخ انديشه و متفکر و فيلسوفِ ليبرالِ روسي – بريتانيايي بود. برلين با نوشتن ميانهاي نداشت و آثارش متن سخنرانيها و گفتارهايي شفاهي هستند که روي کاغذ آمده و بازنويسي و ويرايش و منتشر شدهاند.
برلين مترجم آثار ايوان تورگنيف، نويسند? بزرگ کلاسيک قرن نوزدهم روسيه، از روسي به انگليسي بود. او همچنين در طول جنگ جهاني دوم براي سرويس ديپلماتيک بريتانيا کار کرد و ده سال هم در دانشگاه آکسفورد درس داد.
از آثار آيزايا برلين ميتوان به کتابهاي «متفکران روس»، «ذهن روسي در نظام شوروي»، «آزادي و خيانت به آزادي» و «ريشههاي رومانتيسم» اشاره کرد.
دربار? ترجم? فارسي کتاب «خارپشت و روباه»
کتاب «خارپشت و روباه: در باب نگاه تولستوي به تاريخ» با ترجم? نجف دريابندري در انتشارات بايگاني منتشر شده است.
ترجم? نجف دريابندري از جستار «خارپشت و روباه» آيزايا برلين پيشتر بهعنوان بخشي از کتاب «متفکران روس» برلين در انتشارات خوارزمي منتشر شده بود. اين ترجمه اکنون بهصورت کتابي مستقل و همراه با افزودههايي برگرفته از ويراست سال 2013 اين جستار، يعني ويراست هنري هاردي که چنانکه اشاره شد در قالب کتابي مستقل به چاپ رسيده، در نشر بايگاني، بههمراه توضيحي از ناشر، بازنشر شده است.
افزودههاي چاپ جديد ترجم? فارسي «خارپشت و روباه» عبارتند از: پيشگفتار مايکل ايگناتيف بر ويراست سال 2013 متن اصلي جستار آيزايا برلين، مقدم? ويراستار انگليسيِ اين ويراست، يادداشت نويسنده، پيوستي شامل منتخبي از نامههايي از آيزايا برلين که به جستار «خارپشت و روباه» مرتبط هستند و منتخبي از نقدها و بررسيها و شرحهاي اين جستار و پينوشتهاي آيزايا برلين.
پيشگفتار مايکل ايگناتيف بر جستار «خارپشت و روباه» را سهراب دريابندري و باقي افزودهها را حسن عرب به فارسي ترجمه کرده است.
نجف دريابندري، متولد 1308 در آبادان و درگذشته به سال 1399، از سرآمدان ترجمه در ايران و مترجم آثار متنوعي در زمين? ادبيات و فلسفه و هنر بود.
دريابندري همچنين مقالهنويسي آگاه به چَموخَم نثر و زبان فارسي بود. ترجمهها و نوشتههاي او نمونههايي درخشان از نثر معاصر فارسياند.
دريابندري در سالهاي پيش از انقلاب مدتي، بهعنوان سردبير، در مؤسس? انتشارات فرانکلين مشغول به کار بود و مدتي هم براي تلويزيون ملي ايران متن فيلمهاي خارجي را ترجمه ميکرد. بعد از انقلاب اما بهطور تماموقت به ترجمه و نوشتن پرداخت. او بهمناسبت ترجم? آثار ادبي امريکايي به زبان فارسي جايز? تورنتون وايلدر را از دانشگاه کلمبيا گرفته است.
دريابندري همسر فهيمه راستکار، دوبلور چيرهدست و مشهور ايراني و بازيگر سينما و تلويزيون، بود.
از ترجمههاي نجف دريابندري ميتوان به کتابهاي «وداع با اسلحه»، «پيرمرد و دريا»، «رگتايم»، «معني هنر»، «گور به گور»، «تاريخ فلسف? غرب» و «متفکران روس» و از تأليفات او ميتوان به کتابهاي «درد بيخويشتني» و «کتاب مستطاب آشپزي» (نوشتهشده با همکاري فهيمه راستکار) اشاره کرد.