چرم ساغری
اونوره دو بالزاک
م. ا. به آذین
ناهید
دسته بندی: ادبیات-فرانسه
| کد آیتم: |
8689 |
| بارکد: |
9789646205376 |
| سال انتشار: |
1403 |
| نوبت چاپ: |
12 |
| تعداد صفحات: |
416 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
رقعی |
رمان «چرم ساغري» اثر اونوره دو بالزاک
حکايت تلخِ جاهطلبي و آز و تقابل بيحدوحصريِ ميل با عمرِ کوتاه و توانِ محدود آدميزاد. رمان «چرم ساغري»، با عنوان اصلي La Peau de chagrin، رمانيست که جايگاه بالزاک را، بهعنوان نويسندهاي مهم، در جامع? ادبي فرانسه تثبيت کرد.
بالزاک در رمان «چرم ساغري»، مثل ديگر آثارش و اينبار با بهکارگيري عنصري فانتزي و افسانهاي و فراواقعي و افزودن آن به رئاليسمي که شاخص? آثار اوست، به نقد سرمايهداري و مظاهر آن و حرص و آزهاي برآمده از آن ميپردازد.
رمان «چرم ساغري» داستانيست جذاب و هنرمندانه درباب عطش قدرت و ثروت و جذابيت ويرانگري که در ميل به ثروتاندوزي و کسب قدرت هست.
گفتنيست که رمان «چرم ساغري» باب نامهنگاريهايي را ميان بالزاک و اولينا هانسکا، بارونس لهستاني و همسر آيند? بالزاک، گشود. اين رمان همچنين الهامبخش يک اُپرا بوده است.
متن اصلي رمان «چرم ساغري» اولين بار در سال 1831 منتشر شده است. اين رمان جزوي از مجموع? «کمدي انساني» بالزاک است.
مروري بر رمان «چرم ساغري»
رافائل، شخصيت اصلي رمان «چرم ساغري»، پس از اينکه آخرين سکهاش را در شرطبندي ميبازد، ميرود که با انداختن خود در رودِ سِن خودکشي کند. او اما بين راه وارد يک مغاز? عتيقهفروشي ميشود. پيرمردِ فروشنده تکهچرمي را نشان رافائل ميدهد که درواقع يک طلسم است و ميتواند آرزوهاي صاحبش را برآورده کند. اما، با برآوردهشدن هر آرزو، تکهچرم کوچکتر و توان جسمي صاحبش کمتر ميشود. فروشنده حاضر است چرم را مجاني به رافائل بدهد اما به او پيشنهاد ميکند که چنين چيزي را قبول نکند. رافائل اما چرم را با خود ميبرد و آرزوي جايگاه والا و ثروت و ضيافتي پرتجمل را ميکند که در آن اسباب عيشونوش و خوشگذراني بهوفور مهيا باشد. آرزوي رافائل برآورده ميشود اما ديري نميگذرد که تکهچرم روي سياهش را به رافائل نشان ميدهد و زندگي رافائل به سراشيبي فاجعه ميافتد.
اما آنچه بالزاک در رمان «چرم ساغري»، از طريق تمثيل چرم، به آن ميپردازد نه واقعاً قدرت يک تکهچرم، بلکه قدرت ويرانگر حرص و آز و جاهطلبي و زيادهخواهيِ خود رافائل است. رافائل در رمان «چرم ساغري» شخصيتي پرورد? فرهنگ و جامع? سرمايهداري است. او در گذشته ثروت خود را، که ميراث مادرش بوده، وقف پرداخت بدهيهاي پدر ورشکستهاش کرده تا شرافت پدرش لکهدار نشود و بعد از مرگ پدر، خودش به خاک سياه نشسته است. رافائل چند سالي را، با حداقل دارايي، وقف پژوهش و مطالعه کرده تا اثري بزرگ خلق کند. هدف او از اين کار کسب ثروت و قدرت و جايگاه اجتماعي والا و تصاحب قلب زني از طبق? ممتاز بوده است؛ زني به نام فئودورا که به رافائل بياعتناست و رافائل که بهکمک پولين، دختر صاحبخانهاش که ثروتمند نيست اما زني شريف و مهربان است، توانسته به خواستههايش برسد و جايگاهي کسب کند، از اينکه بتواند دل فئودورا را بهدست آورد نوميد ميشود و پاکباخته ميرود که خودکشي کند و همينجاست که طلسم چرمي سرِ راهش قرار ميگيرد و فرجامي در آغاز خوش و در انتها تلخ را براي رافائل رقم ميزند.
رافائل آرزوهايي ميکند و پوست آنها را برآورده ميسازد اما تحليلرفتن جسمش با برآوردهشدن هر آرزو او را ميترساند. رافائل دستوپا ميزند که جوري زندگي خود را سامان دهد که ديگر آرزويي نداشته باشد و اينگونه از بيماري و ضعف جسمي برهد و مرگش را عقب بيندازد، اما همهچيز بهطور کامل تحت کنترل او نيست. از طرفي پولين، دختر صاحبخان? سابقاً فقيرِ رافائل، پولدار ميشود و براي همين توجه و علاق? رافائل را برميانگيزد. دست آخر چه بر سرِ اين مردِ جاهطلب، که هم ميخواهد در زندگي کامياب شود و به جاه و مقام و هرآنچه ميخواهد دست يابد و هم ميخواهد از بيماري و مرگ خويش جلوگيري کند، خواهد آمد؟ اين را با خواندن کامل رمان «چرم ساغري» در خواهيد يافت.
دربار? اونوره دو بالزاک، نويسند? رمان «چرم ساغري»
اونوره دو بالزاک (Honoré de Balzac)، متولد 1799 و درگذشته به سال 1850، داستاننويس، روزنامهنگار، منتقد و نمايشنامهنويس فرانسوي بود. بالزاک يکي از سرآمدان رمان رئاليستي است. او در مجموعهاي از آثارش، که خود نام «کمدي انساني» را بر آن نهاد، به ترسيم زندگي فرانسوي در دوران بعد از ناپلئون پرداخت و دوران ظهور بورژوازي و زوال اشرافيت را به تصوير کشيد و تصويري دقيق و ريزبينانه از طبقات اجتماعي گوناگون بهدست داد.
پول، طمع و سوداي ترقي و رسيدن به مرتب? اجتماعي بالاتر، از جمله مضامين اصلي آثار رئاليستي بالزاک هستند. او همچنين در آثارش ژرفاي انسان را ميکاود و عواطف و کشمکشهاي انساني را ماهرانه از اعماق آدمي بيرون ميکشد و مرئي ميکند و شخصيتهايي پيچيده و چندوجهي پديد ميآورَد.
بالزاک در شخصيتپردازي چنان چيرهدست است که حتي شخصيتهاي فرعي آثار او هم شخصيتهايي پيچيده هستند. وقايع بسياري از آثار او در پاريس اتفاق ميافتد.
آثار بالزاک بر نويسندگان مشهور بسياري تأثير گذاشته است که از جمل? آنها ميتوان به چارلز ديکنز و اميل زولا اشاره کرد. براساس بسياري از آثار او فيلم ساخته شده است و فرانسوا تروفو و ژاک ريوت از جمله فيلمسازاني هستند که از او تأثير گرفتهاند.
از جمله آثار بالزاک ميتوان به رمانهاي «آرزوهاي بربادرفته»، «بابا گوريو»، «پيردختر» و «اوژني گرانده» اشاره کرد.
دربار? ترجم? فارسي رمان «چرم ساغري»
رمان «چرم ساغري» با ترجمه و مقدم? م. ا. بهآذين در انتشارات ناهيد منتشر شده است. ناشران ديگري هم، از جمله انتشارات علمي و فرهنگي، اين رمان را، با همين ترجمه و در سالهاي مختلف، منتشر کردهاند.
محمود اعتمادزاده، با اسم مستعار م. ا. بهآذين، متولد 1293 در رشت و درگذشته به سال 1385، مترجم، نويسنده، فعال سياسي ايراني و از اعضاي «حزب تود? ايران» بود.
بهآذين تحصيلکرد? دانشکد? مهندسي دريايي برست و دانشکد? مهندسي ساختمان دريايي در پاريس بود. او، بعد تمام شدن تحصيلاتش در فرانسه و بازگشت به ايران، در نيروي دريايي ارتش شاهنشاهي استخدام شد. مدتي در خرمشهر و سپس در بندر انزلي مشغول به کار شد و در شهريور 1320، در جريان اشغال ايران بهدست نيروهاي متفقين و بمباران بندر انزلي، زخمي و دست چپش قطع شد. مدتي بعد از نيروي دريايي استعفا کرد و به وزارت فرهنگ رفت و تا کودتاي 28 مرداد 1332، که او را منتظرخدمت کردند و ديگر اجاز? کار در وزارت فرهنگ را نيافت، در آن وزارتخانه به کارهاي مختلفي مشغول بود. مدتي هم معاون فرهنگ گيلان بود.
بهآذين از مترجمان مطرح ادبيات کلاسيک جهان به فارسي بود. او تعدادي از آثار شاخص کلاسيک و نيز آثار مطرح ادبيات قرن بيستم را از فرانسوي به فارسي ترجمه کرد. او همچنين در دورههاي مختلف به روزنامهنگاري پرداخت و با نشريات مختلفي همکاري کرد. اسم مستعار «م. ا. بهآذين» هم ماحصل کارِ روزنامهنگاري او و دوران همکارياش با نشري? «مردان کار» است. مدتي سردبير مجل? «صدف» و مدتي هم سردبير مجل? «کتاب هفته» بود و اينها همه البته فقط بخشي از کارنام? روزنامهنگاري او هستند. داستان هم مينوشت. از آثار داستانياش ميتوان به رمان کوتاه «دختر رعيت» و مجموعهداستان «مُهر? مار» اشاره کرد.
از بهآذين، بهجز ترجمه و آثار داستاني، نمايشنامهاي به نام «کاوه» و آثاري غيرداستاني، از جمله کتابي اتوبيوگرافيک با عنوان «از هر دري...»، نيز منتشر شده است.
از ترجمههاي م. ا. بهآذين ميتوان به کتابهاي «هملت»، «شاه لير»، «فاوست»، «بابا گوريو»، «جانِ شيفته» و «دُن آرام» اشاره کرد.