سنکا: زنان تروا و توئستس
Trojan Women
لوکیوس آنایوس سنکا
عبدالله کوثری
نشر نی
دسته بندی: نمایشنامه-و-فیلم-نامه
| کد آیتم: |
928 |
| بارکد: |
9789641852209 |
| سال انتشار: |
1397 |
| نوبت چاپ: |
8 |
| تعداد صفحات: |
200 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
رقعی |
کتاب «سنکا: زنان تروا و توئستس» اثر لوکيوس آنايوس سنکا، ترجمه عبدالله کوثري، نشر ني
مهمترين تراژدي سنکا که روايتي است عليه بيهودگي و زشتي و شقاوت جنگ و پوچ بودن افتخارات فاتحان. سنکا از بزرگترين نمايشنامهنويسان رم باستان است و جايگاهي مهم در تاريخ تراژدي دارد. او مضمون نمايشنامههاي خود را از اساطير يونان وام گرفته و تمام نمايشنامههايش به جز تراژدي «توئستس» به بازگويي داستانهايي ميپردازند که پيشتر در آثار آيسخولوس و سوفوکلس و ائوريپيدس آمدهاند.
با اين حال همانطور که در نمايشنامههاي کتاب «سنکا: زنان تروا و توئستس» ميبينيم سنکا به شخصيتهاي نمايش چهرهاي کاملا انساني داده و درواقع تراژدي يوناني را به روي زمين آورده است.
برخي منتقدان و صاحبنظران معتقدند که تراژديهاي سنکا از جمله «زنان تروا» اصولا براي اجرا نوشته نشدهاند و فقط براي خواندن بودهاند. با اينحال ميتوان اين را هم در نظر گرفت که ويژگيهاي تراژديهاي سنکا در قرن اول ميلادي گيرايي داشته و از اين نظر اين تراژديها قابليت اجرا هم داشتهاند.
تراژدي «زنان تروا» داستان غمبار مصيبتهايي است که پس از شکست تروا و ويراني آن بر زنان تروا گذشت. پيش از سنکا، تراژدينويسان هم در يونان و هم در رم به اين داستان پرداخته بودند. البته از ميان آنها تنها دو تراژدي از ائوريپيدس به دست ما رسيده و مسلم است که سنکا در نوشتن نمايشنامه «زنان تروا» وامدار ائوريپيدس بوده است.
مروري بر کتاب «سنکا: زنان تروا و توئستس»
تراژديهاي سنکا زباني گيرا و فاخر دارند به گونهاي که ميتوان آنها را شعري پرشکوه دانست اما به جز اين ويژگي تراژديهاي او داراي جنبههاي مهم اخلاقي هم هستند و هر دوي اين ويژگيها در نمايشنامههاي کتاب «سنکا: زنان تروا و توئستس» ديده ميشود.
نمايشنامه «زنان تروا»ي سنکا همچون «زنان تروا»ي ائوريپيدس که کمي پس از محاصره و فتح ملوس به دست آتنيان نوشته شد، ادعانامهاي بسيار موثر عليه شقاوت و بيهودگي جنگ است.
نمايشنامه «زنان تروا» که در کتاب «سنکا: زنان تروا و توئستس» آمده، بدون شک بهترين تراژدي سنکا است. منتقدان و نويسندگاني جي. دبليو. داف معتقدند که سنکا در هيچ اثر ديگرش نتوانسته اين چنين با متن اصلي يوناني رقابت کند. همچنين اچ. اي. باتلر که اساسا سنکاي نمايشنامهنويس را درخور ستايش نميداند معتقد است که پارههاي عمدهاي از دو تراژدي «فايدرا» و «زنان تروا» به راستي شعر ناب است.
انتقام، عشق و نفرت از مضامين عمده تراژديهاي سنکا است و اين مضامين در کتاب «سنکا: زنان تروا و توئستس» ديده ميشود.
تصويري که سنکا از آگاممنون و پوروس و تقابل اين دو ترسيم کرده از ويژگيهاي ممتاز تراژدي «زنان تروا» است. در توضيحات کتاب «سنکا: زنان تروا و توئستس» به اين نکته اشاره شده که مجادله ميان اين دو به گفتوگويي کاملا سنکايي ميکشد و سرشار از گفتههاي گزنده و طعنهآميز است.
يکي ديگر از صحنههاي موثر و قابل توجه نمايشنامه «زنان تروا»، رودررويي آندرو ماخه و اوليس است که شايد موفقترين صحنه در تمام آثار سنکا باشد. مادر آستياناکس براي نجات فرزند از دست يونانيان او را در گورخانه پدرش هکتور پنهان ميکند. اوليس که داستان کشته شدن طفل را از زبان مادرش باور نکرده هشدار ميدهد که گورخانه را ويران خواهد کرد. قساوت نهفته در خواسته اوليس و سردرگمي مادر و سرانجام تسليم کردن کودکش به کشندگان او، قدرت تراژيک بينظيري دارد.
در کتاب «زنان تروا» ميبنيم که زنان تروا، هکوبه، آندرو ماخه و پوليکسنا، در برابر مرگ وقار و شجاعتشان را حفظ ميکند. سنکا اين شخصيتها را نگرشي رواقي بخشيده اما اين نگرش رواقي در اينجا طبيعيتر از ساير تراژديهاي او جلوه ميکند.
درباره لوکيوس آنايوس سنکا نويسنده کتاب «سنکا: زنان تروا و توئستس»
لوکيوس آنايوس سنکا، خطيب و فيلسوف رواقي و البته نمايشنامهنويسي است که در حدود سال 4 پيش از ميلاد در اسپانيا متولد شد اما در همان دوره کودکي به رم برده شد. او آداب سخنوري را از چند استاد آموخت و براي مدتي به حرفه وکالت مشغول بود و در اين کار موفقيت زيادي هم به دست آورد. پدر او دو کتاب در زمينه آموزش سخنوري نوشته بود و به واسطه آنها به شهرت رسيده بود. سنکا در حدود 33 پس از ميلاد با همسر اولش ازدواج کرد و اين زماني است که سنکا از نظر سخنوري و به عنوان خطيب بسيار مشهور است و جايگاهي قابل توجه در اين عرصه به دست آورده است. اين موضوع موجب حسادت امپراتور کاليگولا ميشود و اين که سنکا توانست از اين مهلکه جان سالم به در ببرد به اين سبب بود که به امپراتور گفتند سنکا بيمار است و خود به زودي خواهد مرد. با گذشت زمان سنکا به فلسفه و ادبيات روي آورد. تا سال 41 پس از ميلاد جايگاهي والا در محافل نزديک به امپراتور داشت و در اين سال به خاطر شايعهاي در مورد روابط عاشقانه با جوليا، دختر گرمانيکوس، برادر امپراتور کلاديوس، به فرمان امپراتور به کروسيکا تبعيد شد. سنکا پس از آن فراز و نشيبهاي ديگري پشت سر گذاشت و سرانجام در سال 65 متهم به شرکت در توطئه پيسو بر ضد نرون شد و به فرمان امپراتور خودکشي کرد. سنکا زندگي پر از تضادي داشت. جايگاه و ثروت او به اعتقاد برخي در تضاد با تعاليم فلسفياش بود. کتابهايي چون «مشکلات طبيعي»، «نامههاي اخلاقي»، «درباره عفو» و «درباره منفعت» سنکا را به عنوان يکي از مهمترين فيلسوفان رواقي مطرح کرده است. اما به جز اين، ده تراژدي هم به نام او ثبت شده و اصالت 9 اثر مورد تاييد صاحبنظران قرار گرفته است. «در جستجوي خردمندي»، «چهار رساله درباب زندگي» و «رساله در باب خشم» برخي ديگر از کتابهاي سنکا هستند که به فارسي ترجمه شدهاند.
درباره ترجمه کتاب «سنکا: زنان تروا و توئستس»
کتاب «سنکا: زنان تروا و توئستس» با ترجمه عبدالله کوثري در نشر ني منتشر شده است.
عبدالله کوثري، متولد 1325 در همدان، از مهمترين و شناختهشدهترين مترجمان سالهاي اخير ايران است که آثار متعددي به خصوص در زمينه ادبيات با ترجمه او منتشر شده است. کوثري پيش از آنکه به ترجمه بپردازد شعرهايي در نشريات مختلف منتشر کرده بود و درواقع به عنوان شاعر شناخته ميشد و حتي در ده شب گوته نيز شعر خوانده بود. کوثري تحصيلات دانشگاهياش را در رشته اقتصاد در دانشگاه ملي سابق سپري کرد و پس از آن مدتي براي تکميل زبان انگليسي به انگلستان رفت و پس از بازگشت به ايران در کتابخانه دانشگاه ملي به کار مشغول شد. او تا چند سال به عنوان مترجم و ويراستار با پژوهشگاهها و دانشگاهها همکاري داشت اما در سال 1359 با کنارهگيري از اين مشاغل به عنوان مترجم حرفهاي به کار مشغول شد و البته گاهي نيز به ويراستاري پرداخت. در کار ترجمه کوثري تمرکز ويژهاي بر ادبيات امريکاي لاتين داشته و تعدادي از شاهکارهاي نويسندگان امريکاي لاتين توسط او به فارسي برگردانده شدهاند. او جوايزي هم براي ترجمه کسب کرده است. «دن کاسمورو»، «حکومت نظامي»، «ايران، جامعه کوتاه مدت»، «ريچارد سوم»، «ائوريپيدس»، «سنکا»، «جنگ آخر زمان»، «سور بز»، «پوست انداختن» و «مرگ در آند» برخي از ترجمههاي عبدالله کوثري هستند.