دسته ی دلقک ها شومیز
Guignol's Band
لویی فردینان سلین
مهدی سحابی
مرکز
دسته بندی: ادبیات-فرانسه
| کد آیتم: |
121535 |
| بارکد: |
9789643059484 |
| سال انتشار: |
1403 |
| نوبت چاپ: |
17 |
| تعداد صفحات: |
320 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
وزیری |
کتاب «دسته دلقکها» اثر لويي فردينان سلين، ترجمه مهدي سحابي، نشر مرکز
تصويري از جنگ؛ روايت دلقکهايي در ميانه بازيهاي فاجعهآميزي که ظاهرشان از نمايش عروسکي نشان دارد اما در باطن بازيگران تراژدي عظيمياند که سلين استاد خلق و توصيف آنها است. کتاب «دسته دلقکها» اولينبار در سال 1944 منتشر شد و ماجراهاي آن در دوران جنگ اول جهاني رخ ميدهد.
رمان «دسته دلقکها» از مهمترين آثار لويي فردينان سلين است و مهمترين ويژگيهاي جهان داستاني سلين در اين کتاب ديده ميشود.
ردي مشترک آثار سلين را به هم وصل ميکند و به نوعي کتابهاي او مکمل يکديگرند و همه آنها از تجربيات زندگي شخصي خود سلين مايه گرفتهاند. کتاب «دسته دلقکها» نيز اين گونه است.
مکان رمان «دسته دلقکها»، محلات فقير و پايين شهر لندن است که مثل بسياري ديگر از شهرهاي درگير جنگ با ويراني درگير است.
مروري بر کتاب «دسته دلقکها»
رمان «دسته دلقکها» روايتي است از عناصر وازده در دوران جنگ اول جهاني و سلين داستان را با يک انفجار آغاز ميکند.
در فصل اول کتاب «دسته دلقکها» سلين بمباراني را توصيف ميکند و البته اين توصيفي سرراست نيست؛ زبان روايت پيچيده است و عبارات سربسته: «گرومب گرومب! بادابووم... ويراني عظيم! سرتاسر خيابان کناره رودخانه ميشود خرابه! همه شهر اورلئان زيرورو ميشود و توي گران کافه صداي رعد... يک ميز کوچک پر ميزند و هوا را ميشکافد!... پرنده مرمري!... همه اثاثه کلهپا ميشود و از در و پنجرهها ميزند بيرون و مثل باران آتش پخش ميشود! پل محکم استوار، دوازده طاقي، تلوتلو ميخورد و با يک حرکت ميافتد روي شنهاي رودخانه! گل و لاي رودخانه ميپاشد همه طرف!... غرق و مالامال لجن ميشود توده جمعيتي که نعره ميکشد و خفه ميشود و از ديواره پل سرريز ميکند!... وانفساييست...».
در فصل دوم رمان «دسته دلقکها» به لندن ميرويم و با روزهاي جنگ سال 1914 روبرو ميشويم. سلين با صراحتي که مختص به خودش بود لايههايي از واقعيت اجتماع که معمولا از ادبيات پس زده ميشوند به درون داستانش آورده و تصويري دقيق از آنها به دست داده است.
مهدي سحابي، که ترجمههايش از آثار سلين درخشان است، در يادداشت کوتاه ابتداي کتاب «دسته دلقکها» درباره ترجمه عنوان آن نوشته که عنوان اصلي اين رمان درواقع «دسته گينيول» است و گينيول يک شخصيت عمده نمايش فرانسوي است که در اين زبان بار و مفهوم گستردهاي دارد. گينيول مشهورترين شخصيت تئاتر عروسکي فرانسه است. آدمکي که از سنت قديمي نمايش عروسکي ايتاليايي وام گرفته شده و سابقه آن در فرانسه به اواخر قرن هجدهم ميرسد، زماني که در شهر ليون، در سال 1795، در تالاري به نمايش درآمد و خيلي زود آنجا مستقر شد و محبوبيتي عام يافت. گينيول و همراهش نيافرون نماينده شوخطبعي، تيزبيني و صراحت عاميانه است و اين ويژگيهاي نقادانه اغلب آنها را به صورت نمادهايي در مقابل دورويي، تبعيض و ظلم درميآورد.
گينيول گاهي حتي بار سياسي پيدا کرده و از آن در مبارزه با خودکامگي استفاده ميشود. او ويژگيهاي هزلآميز آزادهواري دارد به ويژه در درگيري دايمي با «گزمه» و «عسس» به عنوان نمادهاي حکومت؛ علاوه بر اين گينيول پسزمينهاي آنارشيستي هم دارد. بين گينيول در فرانسه و دلقک در فارسي مشابهتهايي ميتوان يافت و از اينرو سحابي عنوان اين رمان سلين را «دسته دلقکها» گذاشته و نوشته که دلقکبازي يعني مجموعه گستردهاي از خصوصيتها، اطوارها، رفتارها، کارها و فعاليتهاي فردي و اجتماعي که شخصيتهاي کتاب «دسته دلقکها» آگاهانه يا ناآگانه مشغول يا گرفتار آنها هستند.
درباره لويي فردينان سلين نويسنده کتاب «دسته دلقکها»
لويي فردينان دتوش، با نام مستعار سلين، در سال 1894 در کوربهووا، حومه تودهنشين پاريس، متولد شد. سلين يکي از مهمترين و در عين حال جنجاليترين نويسندگان قرن بيستم است. او مدتي براي امرار معاش به کارهاي مختلفي مشغول بود تا اينکه به تحصيل پزشکي مشغول شد. سلين به «پزشک فقرا» مشهور بود و حتي وقتي نويسندهاي مشهور شد باز به طبات ميپرداخت. سلين با همان اولين کتابش يعني «سفر به انتهاي شب» که در 1932 منتشر شد، موفقيت و شهرت زيادي به دست آورد و به عنوان نويسندهاي نوآور با زباني انقلابي مطرح شد. «مرگ قسطي» دومين رمان سلين بود که اگرچه در ابتدا چندان مورد توجه قرار نگرفت اما امروز به اعتقاد اغلب منتقدان شاهکار يا يکي از شاهکارهاي سلين به شمار ميرود. سلين در سالهاي جنگ دوم جهاني مواضعي در دفاع از آلمان گرفت و اين باعث شد که سايه دفاع از فاشيسم براي مدتي طولاني بالاي سرش باشد. با اينحال امروز سلين متعلق به ادبيات است و نه سياست گرچه پس از سال 1938 اينطور به نظر ميرسيد که او ادبيات را به نفع سياست کنار گذاشته است. در اواخر دهه 1930 او پرحاشيهترين و بيملاحظهترين نويسنده ضديهودي فرانسه بود و در سالهاي جنگ به همکاري يا دستکم هواداري از نازيها متهم شده بود. با گذشت زمان به مرور اين مواضع سلين به فراموشي سپرده شد و او دوباره در مقام برجستهترين و تاثيرگذارترين نويسنده قرن بيستم فرانسه مطرح شد. سلين امروز به عنوان آخرين کلاسيک فرانسوي شناخته ميشود و آثارش از پرفروشترين کتابهاي داستاني است. سلين را به عنوان احياکننده زبان فرانسوي ميشناسند که با شکستن چارچوبهاي کهنه اين زبان و استفاده از زبان محاورهاي خشن و به کار بستن زبان شفاهي و عاميانه در آثارش بدعتي در رمان معاصر به وجود آورد. با اين همه سلين از تنهاترين چهرههاي ادبيات قرن بيستم بود و هنگام مرگش در 1961، روزنامههاي فرانسوي بسيار مختصر به او پرداختند. «جنگ»، «افسانهاي براي وقتي ديگر»، «مرگ قسطي»، «گفتوگو با پروفسور ايگرگ»، «ريگودون» و «معرکه» برخي ديگر از کتابهاي سلين هستند که به فارسي ترجمه شدهاند.
درباره ترجمه کتاب «دسته دلقکها»
کتاب «دسته دلقکها» با ترجمه مهدي سحابي در نشر مرکز منتشر شده است.
مهدي سحابي، مترجم، نقاش، مجسمهساز، داستاننويس، روزنامهنگار و عکاس ايراني بود که در سال 1322 در شهر قزوين متولد شد و در هجدهم آبان 1388 از دنيا رفت. سحابي چهرهاي بهواقع چندوجهي بود و علايقي متعدد داشت و اين به روشني در کارنامه پربار به جا مانده از او قابل مشاهده است. در ميان فعاليتهاي مختلف سحابي، ترجمه ادبي مهمترين دغدغه و کار او بود و امروز هم او اغلب با ترجمههايش به خصوص از مارسل پروست و لويي فردينان سلين به ياد آورده ميشود. سحابي به جز کار ترجمه به مجسمهسازي و نقاشي و داستاننويسي هم ميپرداخت و خودش را نقاش روزهاي تعطيل ميناميد به اين معنا که شش روز در هفته ترجمه ميکند و مينويسد و يک روز نقاشي ميکند. سحابي با سه زبان فرانسه و ايتاليايي و انگليسي آشنا بود. او پس از تحصيلات متوسطه به تحصيل در رشته نقاشي در تهران مشغول ميشود اما آن را نيمهکاره رها ميکند و به ايتاليا ميرود تا در آنجا در رشته کارگرداني سينما تحصيل کند. اما اين را هم به پايان نميرساند و مدتي در ايتاليا و فرانسه زندگي ميکند و سپس در اوايل دهه پنجاه به ايران برميگردد و چون نميتواند با سينماي ايران ارتباطي برقرار کند روي به روزنامهنگاري ميآورد و سپس نوشتن و ترجمه بدل به حرفه اصلياش ميشود. «در جستوجوي زمان از دست رفته»، «مرگ قسطي»، «مزدک»، «گارد جوان»، «بابا گوريو»، «سرخ و سياه»، «مادام بوواري»، «بارون درختنشين» و «تربيت احساسات» عناوين برخي از مهمترين ترجمههاي مهدي سحابي هستند.