شب کاری
Nightwork
اروین شاو
سعید کلاتی
ثالث
دسته بندی: ادبیات-آمریکا
| کد آیتم: |
1523370 |
| بارکد: |
9786004058308 |
| سال انتشار: |
1403 |
| نوبت چاپ: |
2 |
| تعداد صفحات: |
400 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
رقعی |
کتاب «شبکاري» نوشت? اروين شاو
داستان مهيج و پرماجراي مردي که از آسمان و ميان ابرها به زمين تبعيد ميشود. کتاب «شبکاري»، با عنوان اصلي Nightwork، رمانيست که وقايع آن بر محور حادثه و تصادف و ماجراجويي ميچرخد.
اروين شاو در کتاب «شبکاري» داستان پرحادث? اوج و فرود مردي را روايت ميکند که زندگياش گاه بازيچ? کمبودهاييست که به سقوطش ميانجامد و گاه دستخوش بخت و اقبالي که درِ کاميابي را به رويش ميگشايد.
کتاب «شبکاري» رمانيست که در آن با روايت و داستانپردازياي پرکشش و هيجانانگيز و مبتني بر تعليق و حادثه، از جاذب? پول و قدرت سخن ميرود و از زندگي شبانه و دنياي زيرزميني خلافکاران.
متن اصلي کتاب «شبکاري» اولين بار در سال 1975 منتشر شده است. اين کتاب جزو پرفروشهاي نيويورک تايمز بوده است.
مروري بر کتاب «شبکاري»
کتاب «شبکاري» رمانيست که از نظرگاه اولشخص و از زبان شخصيت اصلي داستان و با ضرباهنگي پرشتاب روايت ميشود. شخصيت اصلي کتاب «شبکاري» مرديست که قبلاً خلبان بوده و از پرواز در آسمانها کيف ميکرده اما به دليل نقصي در چشمهايش، که در يک معاين? پزشکيِ معمول که خلبانها هر چند وقت يکبار بايد انجام دهند تشخيص داده ميشود، ديگر نميتواند به خلباني ادامه دهد.
راوي کتاب «شبکاري» بعد از پي بردن به اختلال بينايياش سخت از اينکه ديگر نميتواند خلبان باشد آزرده ميشود اما سرانجام تصميم ميگيرد همهچيز را رها کند و به جاده بزند و ببيند به چه تصميمي براي ادام? زندگياش ميرسد. مدتي ميرود پي قمار و شرطبندي و در همين حين، کاري در هتلي درجهسه و ارزان در نيويورک پيدا ميکند و بهعنوان متصدي شيفت شب در اين هتل مشغول به کار ميشود. او، که کتابخواني قهار است، شبها در دفتر هتل مينشيند و کتاب ميخواند و برگههاي شرطبندي را پر ميکند.
اين زندگي آرام و بيحادثه اما براي شخصيت اصلي کتاب «شبکاري» دوامي ندارد. يک شب که او طبق معمول در دفترش در هتل نشسته است، زني از يکي از طبقات هتل وارد لابي ميشود و از راوي ميخواهد که درِ خروجي هتل را، که خراب است و کليدش کار نميکند، برايش باز کند. راوي از زن درباره مردي ميشنود که در يکي از طبقات هتل با شيئي چماقمانند دنبالش کرده است. بعد از راهي کردن زن، با نگراني و اضطراب، به طبقهاي از هتل که زن گفته است ميرود و مرد را نقش زمين ميبيند در حالي که لولهاي کنار دستش افتاده است. مواجهه با اين صحنه، بار ديگر مسير زندگي راوي کتاب «شبکاري» را عوض ميکند و حوادثي برايش رقم ميخورد که شرحشان در کتاب آمده است.
در کتاب «شبکاري» همچنين تصويري از اوضاع و جوّ سياسي امريکا در دوراني که وقايع داستان در آن اتفاق ميافتد به دست داده شده است.
در بخشي از کتاب «شبکاري» ميخوانيد: «در کتاب لرد جيم، کتابي که فکر ميکنم حداقل از کودکي تا به حال پنج بار آن را خواندهام، قهرمانِ داستان در نهايت به خاطر نقصي که به او اجازه داد تا کِشتي پر از گدايان فقير را رها کند تا بميرند، کشته ميشود. او تاوان بزدلي خود را در پايان داستان با مرگ خود ميپردازد. هميشه فکر ميکردم اين سرنوشتي عادلانه، منصفانه و ناگزير بوده است. پشت فرمان آن فولکس واگن، در مسير بزرگراههايي که از واشنگتن و ريچموند و ساوانا عبور ميکردند به لرد جيم فکر ميکردم. اما اين ديگر متقاعدم نميکرد. بدون شک من بدون عيب نبودم، حداقل از نظر خودم، من فرزندي شايسته، دوستي قابل احترام، خلباني وظيفهشناس و قانونمدار بودم که هميشه مراقب بودم از بيرحمي و کينه دوري کنم، از دشمني با ديگران فرار ميکردم، در برابر قدرت بيتفاوت و از خشونت بيزار بودم. هرگز زني را فريب نداده بودم يا سر فروشندهاي را کلاه نگذاشته بودم، از دهسالگي با هيچ بنيبشري دعوا و کتککاري نکرده بودم. قطعاً کسي را رها نکرده بودم تا بميرد. با اينهمه... آن اتفاق آن روز صبح در مطب دکتر رايان برايم افتاده بود.
آيا اين طالع سيميليون اروپايي بود که در جنگ جهاني دوم بميرند؟ آيا اين طالع ساکنان کلکته بود که هر روز از گرسنگي در خيابانها جان بدهند؟ آيا اين طالع هزاران شهروند پومپئي بود که زير گدازههاي آتشفشان موميايي شوند؟
قانونِ حاکم بسيار ساده است؛ شانس. غلتيدن تاس، چرخيدن کارت. از آن لحظه به بعد بايد قمار ميکردم و به بختم اعتماد ميکردم. با خود فکر کردم، شايد در طالع من نوشته شده است قمارباز باشم و دست سرنوشت هم طوري چرخيد تا بتوانم نقش از قبل مقدر شدهام را بازي کنم. شايد شغل کوتاهم به عنوان مردي که به آسمانهاي شمالي سفر ميکرد يک انحراف، يک راه فرعي بود و حالا که دوباره به زمين برگشته بودم، وارد مسير اصلي و واقعيام شده بودم.»
درباره اروين شاو، نويسنده کتاب «شبکاري»
اروين شاو (Irwin Shaw)، متولد 1913 و درگذشته بهسال 1984، نمايشنامهنويس، فيلمنامهنويس و داستاننويس امريکايي است. شاو کار نويسندگي را بهطور حرفهاي با نوشتن متن سريالهاي راديويي آغاز کرد. از جمله آثار داستاني معروف شاو ميتوان به رمانهاي «شيرهاي جوان» و «دارا و ندار» اشاره کرد که براساس اولي فيلمي به همين نام و بهکارگرداني ادوارد دميتريک و با بازي مارلون براندو و مونتگومري کليفت و براساس دومي سريالي محبوب ساخته شده است.
شاو، علاوه بر رمان و داستان کوتاه، نمايشنامهها و فيلمنامههاي زيادي هم نوشته است. از جمله نمايشنامههاي او ميتوان به «مُردهها را دفن کنيد» و «مردم نجيب» و از فيلمنامههايش ميتوان به «بازي بزرگ» و «زندگي آسان» اشاره کرد.
از اروين شاو آثاري غيرداستاني هم منتشر شده است. او بهخاطر آثارش جوايز متعددي گرفته که از جمل? آنها ميتوان به دو جايزه او. هنري اشاره کرد.
درباره ترجم? فارسي کتاب «شبکاري»
کتاب «شبکاري» با ترجم? سعيد کلاتي در نشر ثالث منتشر شده است. سعيد کلاتي، متولد 1361، مترجم و روزنامهنگار ايراني است. کلاتي بهعنوان نويسنده و مترجم با روزنامههاي انگليسيزباني چون «تهران تايمز» و «ايران نيوز» همکاري کرده است. او همچنين سابق? همکاري با روزنامههاي فارسيزباني چون «شرق» و «اعتماد» را در کارنام? کاري خود دارد.
از ترجمههاي سعيد کلاتي ميتوان به کتابهاي «مغز اَندرو»، «کتابفروشي 24 ساعته آقاي پنامبرا»، «چشم از تو برنميدارم»، «دار و دستهي اسمايلي»، «ناجور»، «مردن کار سختي است»، «ديوار»، «ملکهي سرخ»، «ايران و آمريکا: از 1720 ميلادي تا امروز»، «کارخانههاي مرگ: جنگ بيولوژيک ژاپن، 1932 تا 1945 و لاپوشاني آمريکا» و «صدر اعظم: اُديس? آنگلا مرکل» اشاره کرد.
رتب? کتاب «شبکاري» در گودريدز: 4.01 از 5.