موج ها
ویرجینیا وولف
مهدی غبرایی
افق
دسته بندی: ادبیات-انگلیس
| کد آیتم: |
144605 |
| بارکد: |
9789643692131 |
| سال انتشار: |
1403 |
| نوبت چاپ: |
11 |
| تعداد صفحات: |
400 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
رقعی |
کتاب «موجها» اثر ويرجينيا وولف
رماني که به اعماق هستي ناآگاه ما فروميرود با زباني که آکنده از تجربه حسي و جنسيت است. ويرجينيا وولف با رمان «موجها» ميخواست کاري تجربي بنويسد، اثري که با آن بنياد مرزهاي رمان را به چالش بکشد.
«موجها» از آن دست کتابهايي است که با خواندنش لذت خواندن رماني با روايت مدرن را درمييابيم. رماني که خواندنش نياز به غوطهور شدن در آن و اعتماد به سبکبالي چشم و چالاکي فهم دارد.
«موجها» رماني است با شيوه روايي قابل توجه و نثري شاعرانه. داستاني با شش راوي که در فصل پايانياش راوي تمام روايتها و به نوعي رمان را جمعبندي ميکند.
مروري بر کتاب «موجها»
ويرجينيا وولف در دورهاي به سراغ نوشتن رمان «موجها» رفت که به لحاظ اجتماعي و سياسي بسيار فعال بود. ميدانيم که وولف به جز نوشتن رمان به نوشتن مقالههايي اجتماعي و سياسي هم ميپرداخت و در زمينه حقوق زنان نيز فعال بود. او زماني کتاب «موجها» را نوشت که در جمعهاي عمومي و خصوصي درباره موضوعاتي چون جنسيت و طبقه صحبت ميکرد و اين نشان ميداد که ذهنش درگير اين موضوعات است.
در هفتم فوريه سال 1931 ويرجينيا وولف به صفحه پاياني رمان «موجها» رسيد و در همان روز در يادداشتهاي روزانهاش نوشته: «آن بالهاي را که هنگام نوشن قسمت پاياني به سوي فانوس دريايي در هرزآب باتلاقها از پنجرهام در رادمل بر من ظاهر شد به دام انداختهام.» فصل پاياني رمان «موجها» طولانيترين فصل اين کتاب است که پيچيدگيهاي سبکي دارد و ميتوان گفت که جمعبندي رمان است.
مهدي غبرايي، مترجم کتاب «موجها»، به جز يادداشت مختصري که خودش نوشته، مقالهاي از فرانک کرمود درباره زندگي و آثار وولف و همچنين مدخلي درباره رمان «موجها» در آغاز کتاب آورده است. در مدخل کتاب «موجها»، درباره وجوه مختلف اين رمان توضيحاتي روشنگر داده شده است. از جمله به اين ويژگي رمان اشاره شده که وولف در «موجها» با فرورفتن در دنيايي که در اعماق هستي ناآگاه ما نهفته و تداوم بخشيدن به يکدستي حالت رويا، حالت ناخودآگاهي هنرمند، ميکوشد از محدودههاي تنگ رئاليسم اجتماعي بگريزد چرا که فکر ميکند اين محدودهها به شکل سانسور عمل ميکنند: «او زبان و ريتمي را پي ريخت که قراردادي بودن افراطي جنس ديگر کمتر سد راه آن ميشود. اما اين زباني نيست که جنس ديگر را کنار بگذارد».
رمان «موجها» شش راوي دارد: سه مرد و سه زن. آنها غالبا از هم جدا هستند اما اغلب درباره جنسيت با هم يگانهاند و در تجارب حسي با يکديگر سهيماند هرچند که بعدتر از لحاظ اجتماعي از هم جدا ميشوند.
وولف در نوشتن رمان «موجها» چه از نظر سبکي و چه از نظر محتواي اثر استراتژي ويژهاي در نظر گرفته است که منتقدان بسيار به آن توجه کردهاند. در توضيحات خود مدخل کتاب درباره اين ويژگيهاي رمان آمده: «پروژه موجها به دور از عقبنشيني بيمايه از مباحث سياسي، ابداعي و قرص و محکم است. روش آن روش رويارويي نيست. به جاي آن اين اثر در نظم بنيادين همه چيزهايي که مهم است، آنچه يک حادثه را تشکيل ميدهد و چگونگي نوشتن زندگي، چون و چرا ميکند -از جمله کاردها و ميزها و حضور آدمهاي زياد در يک خيابان در روزي معين. طرز نگارش وولف در خانم دلوي پيشتر حاکي از اين بود که اساسيترين شکل رابطه بين انسانها در يک زمان و يک مکان زنده است، زندهتر از انتخاب دوستيها و دلبستگيهاي عاشقانه که معمولا رمان برايش امتياز بيشتري قايل است. موجها به همين ادراک جان ميبخشد، اما آن را با موشکافي دقيق آدمهاي خاص درميآميزد.»
درباره ويرجينيا وولف نويسنده کتاب «موجها»
ويرجينيا وولف، رماننويس، مقالهنويس و مدافع حقوق زنان، در 25 ژانويه سال 1882 در خانه شماره 22 هايدپارک گيت، کنزينگتن با نام ادلين ويرجينيا استيون متولد شد. پدر و مادرش هر دو اهل فرهنگ و ادبيات بودند. ويرجينيا وولف مانند اغلب دختران همعصرش از تحصيل در مدرسه و دانشگاه محروم بود و در خانه آموزش ميديد. اما در اين زمان او به کتابخانه پدرس دسترسي داشت و خواندن پيگيرانه کتابها جانشيني براي تحصيلات مدرسه بود. مرگ مادر و پس از آن مرگ پدر دو بحران روحي براي ويرجينيا به همراه داشت. ويرجينيا که بيوقفه کتاب ميخواند خيلي زود دريافت که ميخواهد نويسنده شود. او از سال 1905 نوشتههايش را در ضميمه ادبي تايمز منتشر ميکرد. به جز اين، او براي حق راي زنان و ديگر حقوق آنها تلاش ميکرد. اولين اثر ويرجينا وولف با عنوان «سفر به بيرون» در سال 1915 منتشر شد. دوران داستاننويسي وولف حدود سي سال از 1912 تا 1941 را در برميگيرد. در اين ميان البته مسائلي چون بيماري و نوشتن نقد ادبي و مقالاتي اجتماعي وقفههايي در رماننويسي او به وجود ميآوردند. با اين حال او نُه رمان بسيار قابل توجه نوشت که برخي از آنها از شاهکارهاي مسلم قرن بيستم به شمار ميروند. يادداشتهاي روزانه و نامههاي او نيز منتشر شدهاند که آنها نيز خواندنياند. وولف در سال 1941 درگذشت. «خانم دلوي»، «موجها»، «سالها»، «به سوي فانوس دريايي»، «اتاقي از آن خود» و «سه گيني» برخي از آثار ترجمه شده ويرجينيا وولف به فارسي هستند.
درباره ترجمه کتاب «موجها»
کتاب «موجها» با ترجمه مهدي غبرايي در نشر افق منتشر شده است.
مهدي غبرايي مترجم باسابقه ايراني است که در سال 1324 در لنگرود متولد شد. او تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در همين شهر طي کرد و سپس در سال 1347 براي تحصيل در رشته علوم سياسي در دانشگاه تهران به اين شهر آمد و در اين رشته فارغالتحصيل شد. غبرايي پس از آن براي چند سال در دفتر حقوقي يک وزارتخانه مشغول به کار شد. ورود او به عرصه ترجمه به سال 1360 برميگردد و از آن به شکل حرفهاي و مستمر به کار ترجمه پرداخته است و در طول اين سالها شغل ديگري نداشته است. مهدي غبرايي از سالهاي کودکي به خواندن علاقه زيادي داشت و بعدتر علاقه زيادي به فيلم و سينما نيز در او شکل گرفت. او در سالهاي ابتداي جواني آرزوي نويسندگي و فيلمسازي داشت و احتمالا همين علاقه او را به سمت ترجمه ادبي کشاند. «ليدي ال»، «موجها»، «کوري»، «دل سگ»، «داشتن و نداشتن»، «چاقوي شکاري»، «اين ناقوس مرگ کيست؟» و «کافکا در کرانه» برخي از ترجمههاي غبرايي هستند.