یادداشت های یک دیوانه
The Diary of a Madman and Other Stories
نیکلای گوگول
خشایار دیهیمی
نشر نی
دسته بندی: ادبیات-روسیه
| کد آیتم: |
149838 |
| بارکد: |
9789643125974 |
| سال انتشار: |
1395 |
| نوبت چاپ: |
25 |
| تعداد صفحات: |
304 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
رقعی |
کتاب «يادداشتهاي يک ديوانه و هفت قص? ديگر» اثر نيکلاي گوگول
هشت قصه از نيکلاي گوگول. کتاب «يادداشتهاي يک ديوانه و هفت قص? ديگر» ترجم? خشايار ديهيمي از هشت قص? نيکلاي گوگول، نويسند? بزرگ روسي? قرن نوزدهم، است.
با قصههاي کتاب «يادداشتهاي يک ديوانه» به دنياي يکي از بزرگترين طنزپردازان ادبيات جهان سفر ميکنيم. گوگول، در قصههايي که از او در کتاب «يادداشتهاي يک ديوانه» گردآوري و ترجمه شده، ضمن نقد جامع? روسي? قرن نوزدهم و ارائ? تصويري طنزآميز و نقادانه از زمان? خود، با طنزي سياه عمق روح انسان را ميکاود و در بعضي از اين قصهها موقعيتهايي گروتسک و جنونآميز و سوررئاليستي خلق ميکند و قصههايي ميآفريند که از پس اينهمه سال که از نخستين انتشارشان ميگذرد، همچنان تازه و باطراوت مينمايند و در عصر حاضر و براي مخاطبان امروزي هم، فارغ از اينکه در کجاي اين جهان زندگي ميکنند، حرفها براي گفتن دارند.
مروري بر کتاب «يادداشتهاي يک ديوانه»
بعضي قصههايي که از نيکلاي گوگول در کتاب «يادداشتهاي يک ديوانه و هفت قص? ديگر» گردآوري و ترجمه شده جزو مهمترين و بهترين آثار اين نويسنده و همچنين مهمترين و بهترين آثار داستاني جهان بهشمار ميآيند که از آن ميان ميتوان به قص? کوتاه «شنل» اشاره کرد؛ قصهاي که همچنان يکي از شاهکارهاي ادبيات جهان است. گوگول در قص? کوتاه «شنل» ماجراي کارمندي دونپايه به نام آکاکي آکاکيويچ را نقل ميکند که در محل کار مورد تحقير و تمسخر ديگران است و از اين موضوع رنج ميبرد.
قص? «شنل»، که چهارمين قص? کتاب «يادداشتهاي يک ديوانه» است، قصهاي ساده و در عين حال غريب و پيچيده و چندلايه است. گوگول در اين قصه، اوج قريح? طناز خود را به کار برده و هم به نقد جامع? روسي? زمان خود پرداخته و هم تنهايي انساني راندهشده و رنج اين انسان را، بدون اينکه به دام احساساتيگريهاي سطحي بيفتد، به تصوير کشيده است. قص? «شنل» از آن دست قصههايي است که ميتوان بهشيوهها و با رويکردهاي گوناگوني به تفسير آن پرداخت و با هربار خواندن، انگار وجهي تازه از خود را به خواننده مينماياند. گوگول در قص? «شنل» رئاليسم را با وهم ميآميزد و گويي جهان آدمهايي واقعي را به جهاني وهمناک و شبحزده و سوررئال پيوند ميزند.
آکاکي آکاکيويچ، شخصيت اصلي قص? «شنل»، پدرجدّ هم? کارمندانِ عالمِ ادبيات است؛ تمام کارمندان دونپايهاي که در قصهها پرسه ميزنند و تحقير ميشوند. اصلاً تمام لِهشدگانِ ادبيات جهان، نَسَبي از اين مردِ بيچاره و فلکزده بردهاند. پيشانينوشت آکاکي آکاکيويچ اين است که به چشم نيايد و هميشه مثل يک سايه برود و بيايد و زير پا لِه شود و آخرش هم از او چيزي جز يک شبح نماند؛ منتها شبحي که تمام شهر را با حضورش معذب ميکند. بله اين شبح با هم? مظلوميتش دمار از روزگارِ تحقيرکنندگان خود درميآورد و حضور سايهوارش را چنان به آنها و به دنياي قصهها تحميل ميکند که نه فقط خودش، که لباسش هم به يکي از مشاهير عالمِ ادبيات بدل ميشود. او نمونهاي تيپيکال از کارمندان دونپايه و فقير و تنهايي است که زندگياي محقر دارند و از «شنل» به بعد سروکلهشان به انحاء مختلف در ادبيات داستاني دنيا پيدا ميشود. وقتي سياههاي از کارمندان مفلوک و بختبرگشته و محکومِ ادبيات داستاني، از کارمندان قصههاي داستايفسکي گرفته تا کارمندان قصههاي کافکا و بهرام صادقي و... را مرور ميکنيم در هم? آنها نشاني از آکاکي آکاکيويچ قص? «شنل» مييابيم.
آکاکي آکاکيويچ از آن آدمهاي مظلوم و ساکت و بيآزاري است که جنوني زير پوستشان به تقلاست؛ جنوني خاموش و بيسروصدا که همين خاموشياش سخت ترساننده و اضطرابآور است.
ولاديمير نابوکُف در «درسگفتارهاي ادبيات روس» در وصف آکاکي آکاکيويچ ميگويد: «اين کارمند دونپاي? خجول يک روح است، مسافري از اعماق تراژيک که از سرِ اتفاق به هيئت مقامي خردهپا درآمده است.» نابوکُف «شنل» را بزرگترين قص? کوتاه روسي ميداند.
دربار? قص? «شنل» همچنين قولي مشهور هست که اهميت آن را در ادبيات روسيه و تأثير ژرفش را بر نويسندگان بعد از گوگول نشان ميدهد. اين قول مشهور از اين قرار است: «ما همه از زير شنل گوگول بيرون آمدهايم.» اين قول را خيليها به داستايفسکي نسبت دادهاند و بعضي هم به تورگنيف. همچنين از اوژن ملکيور دو وُگِ فرانسوي، از منتقدان ادبيِ وارد به ادبيات روسيه و نخستين مُعرفِ داستايفسکي به فرانسويها، بهعنوان گويندهي اين قول نام برده شده است.
جومپا لاهيري، نويسند? امريکايي هنديتبار، در رمان «همنام»، با الهام از گوگول و قص? «شنل» او، نام شخصيت اصلي رمان خود را گوگول گذاشته است. اين نام را پدر شخصيت اصلي رمان براي او انتخاب کرده است چون کتابي از گوگول، در حادثهاي، نجاتبخشِ او بوده است. البته گوگولِ رمان «همنام» از اين اسم روسيِ غريب و نامتجانسي که رويش گذاشته شده راضي نيست.
اينها همه دلايلي کافي است براي اينکه لذت خواندن ترجم? فارسي قص? «شنل» در کتاب «يادداشتهاي يک ديوانه» را از دست ندهيد.
از ديگر قصههاي مهم و جالب توجه در کتاب «يادداشتهاي يک ديوانه» قص? «دماغ» است. اين قصه نيز يکي از قصههاي غريب و جذاب گوگول است و حالوهوايي سوررئال دارد و نمايانگر اوج مهارت گوگول در خلق موقعيتهاي گروتسک است. قص? «دماغ» دربار? يک افسر ارزياب است که دماغش صورت او را ترک ميکند و زندگي مستقلي را در پيش ميگيرد.
ديگر قصههاي کتاب «يادداشتهاي يک ديوانه و هفت قص? ديگر» عبارتند از: «يادداشتهاي يک ديوانه»، «بولوار نيفسکي»، «کالسکه»، «ماجراي نزاع ايوان ايوانوويچ و ايوان نيکيفوروويچ»، «مالکين قديمي» و «ايوان فيودوروويچ اشپونکا و خالهاش».
دربار? نيکلاي گوگول
نيکلاي واسيليويچ گوگول، متولد 1809 و درگذشته به سال 1852، داستاننويس و نمايشنامهنويس اوکرايني است. اوکراين در زمان گوگول جزوي از امپراتوري روسيه بود و به همين دليل گوگول يکي از سردمدارانِ عصر طلايي ادبيات روسيه به حساب ميآيد.
از گوگول بهعنوان يکي از نخستين نويسندگاني که در آثارش از تکنيک گروتسک استفاده کرده است ياد ميشود. او در تعدادي از آثارش به نقد طنزآميز جامع? روسي و فساد اداري گسترده در امپراتوري روسيه پرداخته است.
گوگول از نويسندگان بسيار تأثيرگذار بر ادبيات روسيه و جهان است. از جمله نويسندگان بزرگي که از او تأثير گرفتهاند ميتوان به فيودور داستايفسکي و فرانتس کافکا اشاره کرد.
رمان «نفوس مرده» و نمايشنام? «بازرس» از جمله آثار مطرح نيکلاي گوگول هستند. آثار او دستماي? انواع اقتباسها هم قرار گرفتهاند که از جمل? آنها ميتوان به اقتباس سينمايي گريگوري کوزينتسف و لئونيد ترابرگ از قص? «شنل» و اقتباسي انيميشني از قص? «دماغ» اشاره کرد.
دربار? ترجم? فارسي کتاب «يادداشتهاي يک ديوانه»
کتاب «يادداشتهاي يک ديوانه و هفت قص? ديگر» با ترجم? خشايار ديهيمي و همراه با مقدمهاي در معرفي گوگول و آثارش، گزيد? مقالهاي از ويساريون بلينسکي با عنوان «قصهنويسي در روسيه و قصههاي گوگول» و يادداشتي از ايوان تورگنيف در سوگ گوگول، با عنوان «نامهاي از سن پترزبورگ»، در نشر ني منتشر شده است.
خشايار ديهيمي، متولد 1334 در تبريز، مترجم، ويراستار و روزنامهنگار ايراني است. او فرزند نصرالله ديهيمي، استاد دانشگاه و مترجم، همسر رؤيا رضواني، مترجم، و پدر زندهياد نازنين ديهيمي، مترجم و ويراستار، است.
ديهيمي فارغالتحصيل مهندسي شيمي از دانشگاه تبريز است. ارتباط او با محافل ادبي و روشنفکري، از جمله کانون نويسندگان ايران، در ده? 50 خورشيدي و بهواسط? آشنايي و همنشينياش با غلامحسين ساعدي آغاز شد.
ديهيمي انگليسي را از پدرش و نيز با کمک عبدالله توکل، مترجم مشهور و مطرح ايراني، ياد گرفت. کتاب «يادداشتهاي يک ديوانه» اولين ترجمهاي بود که از او منتشر شد. اين ترجمه را عبدالله توکل خواند و پسنديد و به رضا براهني، که آن موقع بهعنوان مشاور با انتشارات هاشمي همکاري ميکرد، داد و اولين چاپ اين کتاب در سال 1363 در آن انتشارات به چاپ رسيد.
ديهيمي آثار بسياري را در زمين? فلسف? سياسي، فلسف? زندگي و ادبيات به فارسي ترجمه کرده است. او همچنين دبيري و ويراستاري ترجم? چند مجموعه، از جمله مجموعهعاي «نسل قلم» و «تجربه و هنر زندگي»، را در کارنام? کاري خود دارد.
همکاري با نشريات مختلف و تدريس فلسف? سياسي از ديگر فعاليتهاي خشايار ديهيمي است. او از بنيانگذاران نشري? «نگاه نو» و مدتي هم عضو شوراي نويسندگان اين نشريه بوده است. همکاري با مجل? «شهروند امروز»، بهعنوان مشاور ارشد دور? دوم اين مجله، از ديگر فعاليتهاي مطبوعاتي خشايار ديهيمي است. ديهيمي مدتي هم در مجموع? انتشارات انقلاب اسلامي (فرانکلين سابق) کار کرده و در آنجا مسئول ويرايش کتاب «تاريخ تمدن» ويل دورانت بوده است.
از ديگر ترجمههاي خشايار ديهيمي ميتوان به کتابهاي «فلسفهي ترس»، «فلسف? تنهايي»، «داستايفسکي: جدال شک و ايمان»، «مارکسيستها»، «سوفيا پتروونا»، «بيگانه»، «شهر فرنگ اروپا: چکيدهاي از پيدا و پنهان تاريخ قرن بيستم»، «فيلسوفان سياسي قرن بيستم»، «تاريخچ? خوشبختي»، «روح پراگ»، «نظري? نظم خودانگيخته»، «ديالکتيک تنهايي»، «فلسف? سياسي» و «تفسيرهاي جديد بر فيلسوفان سياسي مدرن: از ماکياولّي تا مارکس» اشاره کرد.