مشاهده همه نتایج

دسته‌بندی‌های موبایل

سوتنیکوف

نویسنده: واسیل بیکوف
ناشر: وال
دسته‌بندی: ادبیات روسیه
کد آیتم: 1524911
تومان 399,000 تومان 379,050
5٪-

مشخصات

بارکد: 9786229977262
سال انتشار: 1402
نوبت چاپ: 1
تعداد صفحات: 294
نوع جلد: شومیز
قطع: پالتوئی

معرفی

کتاب «سوتنيکوف» نوشت? واسيل بيکوف
رماني عليه جنگ و زوال اخلاق و ارزش‌هاي انساني در شرايط جنگي. کتاب «سوتنيکوف» رماني تلخ و نقادانه دربار? تباهي اخلاقي‌ و آسيب‌هاي برآمده از جنگ است.
واسيل بيکوف در کتاب «سوتنيکوف» جنگ جهاني دوم را دستمايه‌اي براي نوشتن رماني عميقاً انساني در سوگ از دست رفتن ارزش‌هاي انساني قرار داده است.
ولاديمير پوزنر، روزنامه‌نگار مشهور روسي – فرانسوي، از کتاب «سوتنيکوف»، در کنار کتاب‌هايي چون «شازده‌ کوچولو»، «مرشد و مارگريتا» و «پرواز بر فراز آشيان? فاخته»، به‌عنوان يکي از کتاب‌هايي نام برده که زندگي‌اش را دگرگون کرده‌اند.
متن اصلي کتاب «سوتنيکوف» اولين بار در سال 1970 منتشر شده است. اين رمان، چنانکه در مقدم? شيوا فرهمندراد بر ترجم? فارسي آن توضيح داده شده، دستماي? اقتباس سينمايي نيز قرار گرفته و براساس آن در سال 1976 فيلمي به نام «عروج»، به‌کارگرداني لاريسا شپيتکو، کارگردان روس، ساخته شده است. اين فيلم در سال 1977 جايز? خرس طلايي جشنوار? فيلم برلين را گرفت و لاريسا شپيتکو را به شهرتي جهاني رساند.
فيلم «عروج» در سال 1356 در ايران، در جشنوار? فيلم تهران، نيز نمايش داده شد و بعد از آن بارها از تلويزيون ايران پخش شد.

مروري بر کتاب «سوتنيکوف»
داستان کتاب «سوتنيکوف» در دوران جنگ جهاني دوم در روسي? شوروي اتفاق مي‌افتد. ماجراي اين رمان از اين قرار است که در زمستان 1942، در سرمايي سخت و استخوان‌سوز، وقتي که نيروهاي آلمان نازي به شوروي حمله مي‌کنند و بلاروس را به اشغال خود درمي‌آورند، فرمانده يک دست? کوچک، دو پارتيزان را به‌جستجوي آذوقه اعزام مي‌کند. آن‌ها به‌انجام اين مأموريت به دلِ برف مي‌زنند، اما درگيري با برف و سرما و يخبندان، تنها بحراني نيست که دو پارتيزان کتاب «سوتنيکوف» با آن مواجه مي‌شوند. آن‌ها همچنين با خودي‌هايي مواجهند که مزدور نازي‌ها شده‌اند.
کتاب «سوتنيکوف» نه‌فقط عرص? جنگي بيروني که همچنين عرص? جنگي دروني در اعماق روح انسان‌هاست. در اين رمان با کشمکش دشوار و طاقت‌سوزي مواجهيم که در دوراهيِ مرگ و زندگي، ميان اخلاق و بي‌اخلاقي درمي‌گيرد.
واسيل نيکوف در کتاب «سوتنيکوف» از عذاب وجدان مي‌نويسد و از درگيري خير و شَر و از جنگ که انسانيت را به حالت تعليق درمي‌آورد و حتي نيکي را هم به ضدّ خود بدل مي‌کند.
در کتاب «سوتنيکوف» از حماسه‌سرايي و عمليات قهرمانانه و شعارهاي تبليغاتي‌اي که بابِ طبع گفتمان ايدئولوژيک رسميِ حاکم بر شوروي بود، خبري نيست. واسيل نيکوف در کتاب «سوتنيکوف» از تأثيرات فاجعه‌بار جنگ بر زندگي مردم عادي مي‌نويسد و از اينکه جنگ هيچ فضيلتي دربرندارد و حاصل آن جز عذاب و پليدي و ويراني و نابودي و زوال اخلاقي و از ميان رفتن انسانيت نيست.
در بخشي از کتاب «سوتنيکوف» مي‌خوانيد: «تا بيرون آمدن از ني‌زار، مدتي طولاني در کف پهن مسير سيلاب راه سپردند. خش‌خش ني‌هاي خشک و يخ‌زده در پيرامون طنين مي‌افکند. پس از عبور از رود کوچکي که زير برف مدفون شده بود، بار ديگر برف نرم و عميق چمنزار را کوبيدند و راه گشودند. سوتنيکوف به‌کلّي از پا درآمده بود، سخت نفس‌نفس مي‌زد، از باتلاق کف درّه به دشواري عبور کرده بود و ديگر تاب و تواني در او باقي نبود. سرانجام بوته‌زار را پشت سر گذاشتند و اکنون تنها سربالاييِ تپه را پيش رو داشتند. برف در آنجا کمتر بود، اما بالا رفتن از اين شيب هم آسان نبود. خستگي هرچه بيشتر بر سوتنيکوف فشار مي‌آورد، و به‌تدريج نسبت به همه‌چيز و همه‌کس در دنيا احساس بيگانگي مي‌کرد. گوش‌هايش سنگين شده بودند؛ از باد يا شايد از خستگي زنگ مي‌زدند، تنها به نيروي اراده خود را روي پا نگاه داشته بود و پيش مي‌رفت.
در ميان? سربالايي طولاني حال او بدتر شد: پاهايش زير بدنش خم مي‌شدند. چه خوب که برف در اينجا کمتر بود و حتي در بعضي جاها باد هم? برف را روفته و برده بود، و زمين گل‌آلود لخت شده بود. ريباک خيلي جلو افتاده بود. لابد شتاب داشت که هرچه زودتر به بالاي تپه برسد و نگاهي به اطراف بيندازد. دِه مي‌بايد در همان نزديکي‌ها باشد و به‌زودي ديده شود. اما نرسيده به بالاي تپه ايستاد و سوتنيکوف از دور به‌نظرش رسيد که او چيزي ديده است، ولي از آن فاصله نمي‌توانست بفهمد چه‌چيزي. سربالاييِ پُربرف تپه با شيب ملايم تا آسمان پُرستاره بالا مي‌رفت و جايي در دوردست، در ميان مه رقيق شبانگاهي ناپديد مي‌شد. پشت سر نيز دشتي هموار، مه‌آلود و خاکستري‌رنگ بود، که بوته‌زار خطي بر ميان آن کشيده بود، و ردّ پاهايي با سايه‌هايي مبهم در آن ديده مي‌شد.»

دربار? واسيل بيکوف، نويسند? کتاب «سوتنيکوف»
واسيل بيکوف، متولد 1924 و درگذشته به سال 2003، داستان‌نويس بلاروسي بود. بيکوف از نويسندگان منتقد سياست‌هاي شوروي و نويسنده‌اي مخالف جنگ بود.
او، چنانکه در مقدم? شيوا فرهمندراد بر ترجم? فارسي کتاب «سوتنيکوف» اشاره شده، «به‌عنوان نخستين نويسند? دوران حکومت شوروي که حقايق ناگفت? جنگ را به قلم مي‌آورد و با تحمل هم? دشواري‌ها از عهد? انتشار آن نيز برمي‌آمد، معروفيت دارد.»
بيکوف، به‌خاطر مواضع نقادانه‌اش، نزد حکومت شوروي نويسند? محبوبي نبود اما بعد از فروپاشي شوروي نيز همچنان مغضوب باقي ماند و حکومت توتاليتر بلاروس نيز با او ميان? خوبي نداشت.
بيکوف شخصيتي مهم در ادبيات و انديش? مدني شوروي و بلاروس بوده است. او سال‌ها سخنگوي انجمن قلم (پن) بلاروس بود و نامش به‌عنوان يکي از نامزدان دريافت جايز? نوبل نيز مطرح بود.
از آثار واسيل بيکوف مي‌توان به کتاب‌هاي «دست? گرگ‌ها»، «فال بد» و «راه دراز تا خانه» اشاره کرد.

دربار? ترجم? فارسي کتاب «سوتنيکوف»
کتاب «سوتنيکوف» با ترجمه و مقدم? شيوا فرهمندراد در انتشارات وال منتشر شده است. ويراست اول ترجم? شيوا فرهمندراد از کتاب «سوتنيکوف»، با عنوان «عروج»، در انتشارات دنياي نو منتشر شده بود.
شيوا فرهمندراد متولد 1336 است. از او، جز ترجم? کتاب «سوتنيکوف»، اثري تأليفي هم با عنوان «وحدت نافرجام: کشمکش‌هاي حزب تود? ايران و فرق? دموکرات آذربايجان (1372 – 1324)» منتشر شده است.

نظرات کاربران

0.0 از ۵
بر اساس 0 نظر

خدمات و ارسال

ارسال سریعارسال به سراسر کشور در کمترین زمان
تضمین اصالت کالاکالاهای اورجینال و با گارانتی معتبر
بسته‌بندی مناسببسته‌بندی ایمن برای جلوگیری از آسیب
پشتیبانی خریدپاسخگویی به سوالات قبل و بعد از خرید