بریزبن (فرهنگ نشرنو)
Brisbane
یوگنی وادالا زکین
نرگس سنائی
فرهنگ نشر نو
دسته بندی: ادبیات-روسیه
| کد آیتم: |
1525519 |
| بارکد: |
9786004904162 |
| سال انتشار: |
1402 |
| نوبت چاپ: |
1 |
| تعداد صفحات: |
380 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
رقعی |
کتاب «بريزبن» نوشت? يوگني وادالازکين
رماني دربار? آرمانشهر، زبان، هويت، معناي زندگي و جستجوي خوشبختي. کتاب «بريزبن» نوشت? يوگني وادالازکين رماني است که ما را با خود از پيچوخمهاي زبان و موسيقي و تاريخ و سياست عبور ميدهد و به نظري? چندصداييِ ميخائيل باختين ميرساند و از خلال اين سفر، به تأمل دربار? خوشبختي و رؤياي آن فراميخواند.
کتاب «بريزبن» از آثار شاخص و قابل توجه ادبيات امروز روسيه است. اين رمان دستماي? اقتباسهايي هم بوده که از جمل? آنها ميتوان به نمايش موزيکالي اشاره کرد که براساس آن ساخته شده است.
متن اصلي کتاب «بريزبن» اولين بار در سال 2018 منتشر شده است.
مروري بر کتاب «بريزبن»
اگرچه عنوان کتاب «بريزبن» از شهري در استراليا گرفته شده است اما اين رمان هيچ ربطي به اين شهر و واقعيت جغرافيايي آن ندارد. نويسنده در کتاب «بريزبن» اين شهر را بهعنوان نماد و تجسمي از آرمانشهر و مکاني خيالي و رؤيايي و آرمانيشده در دوردست، در نظر گرفته است.
بريزبن در کتاب «بريزبن» حکمِ جايي را دارد که شخصيت اصلي اين رمان تصور ميکند خوشبختي و شادي در آنجاست.
شخصيت اصلي کتاب «بريزبن» يک موسيقيدان، به نام گلب، است؛ گلب نوازندهاي است که در جوانياش در زبانشناسي غور کرده و شيفت? نظري? چندصدايي ميخائيل باختين، نظريهپرداز ادبي مشهور اهل روسيه، شده است. باختين مفهوم چندصدايي را دربار? رمان و در حوز? نظري? رمان مطرح کرده بود اما شخصيت اصلي کتاب «بريزبن» در موسيقي است که به آن ميرسد.
کتاب «بريزبن» روايتگر سفر شخصيت اصلي رمان از کودکي به سالخوردگي و ترسيم خط سِير و نحو? تحول و تکامل و پختگي او طيّ اين سفر است؛ سفري که با رويدادهايي تاريخي و سياسي، از جمله فروپاشي شوروي، گره ميخورد، اگرچه کتاب «بريزبن» چنانکه در مقدم? يانينا سالداتکينا بر ترجم? فارسي اين رمان اشاره شده، نه تابع هيچ دور? زماني، بلکه «تابع هنر، زيبايي، ابديت و بيکرانگي است.»
درواقع کتاب «بريزبن» رماني فلسفي است که پرسشهايي را دربار? معنا و هدف زندگي، شادي و خوشبختي، شهرت و خلاقيت و عشق و مرگ پيش ميکشد؛ پرسشهايي که آدمي از ديرباز با آنها درگير بوده، همچنان با آنها درگير است و چهبسا تا هميشه هم با آنها درگير باشد.
وادالازکين در کتاب «بريزبن» شخصيت اصلي رمانش را، که شخصيتي مشهور و موفق است، با موقعيتي خطير و دشوار روبهرو ميکند و طعم اندوه را به او ميچشاند و او را با اين حقيقت مواجه ميکند که شهرت و موفقيت اموري گذرا هستند که چندان نميتوان بر دوامشان دل خوش داشت و به آنها اتکا کرد. او در اين رمان نشان ميدهد که چگونه مواجهه با بيماري، نگاه انسان به زندگي را تغيير ميدهد و از او انساني متفاوت ميسازد. وادالازکين، چنانکه خود در مقدمهاي که بر ترجم? فارسي کتاب «بريزبن» نوشته است تأکيد ميکند، در اين رمان بر اين عقيده است که خوشبختي نه جايي بيرون از ما و فرسنگها دور از ما، بلکه در درون خود ماست.
در کتاب «بريزبن» زبان و ادبيات و تاريخ و موسيقي به يکديگر گره ميخورند و چنانکه در مقدم? نرگس سنائي بر ترجم? فارسي اين رمان اشاره شده، انواع کلامها و بيانها و ترفندها و شگردهاي زباني بههم ميآميزند و جاهايي هم نويسنده دست به واژهسازي ميزند و همچنين زبان را از روسي به اوکرايني تغيير ميدهد. اين گونه است که در کتاب «بريزبن» چندصدايي باختيني، در فرم نوشتاري اين رمان پياده ميشود و به اجرا درميآيد.
در بخشي از کتاب «بريزبن» ميخوانيد: «شايد ميتوانست سهلانگاريِ (مهم نيست مفهومش چه باشد) مادرش را باور کند، اما طلاق به اين مسائل ربطي نداشت. همان طور که او فکر ميکرد، دليل طلاق چيزي عميقتر و غمانگيزتر بود. از نظر گلب دليل آنچه ميان والدينش اتفاق افتاده بود آن طرز خاص در فکر فرورفتني بود که گهگاه به سراغ پدرش ميآمد. مادرش که آدم شاد و سرزندهاي بود، از اين حالت متفکرانه ميترسيد. در چنين مواقعي گلب هم احساس ناراحتي ميکرد. پدر گويي در چاه عميقي فروميرفت و از آنجا ستارگاني را رصد ميکرد که فقط به چشم او ميآمدند؛ حتي در طول روز. چون از درون چاه هميشه ميتوان شاهد چنين پديدهاي بود. وقتي ايرينا رفت، فيودور تمام احساسات سرشارش را نثار ويولن کرد. اغلب در تنهايي مينواخت. يک بار وقتي گلب با اجاز? مادرش شب نزد پدر مانده بود، صداي نواختنِ او را شنيده بود. صبح زود فيودور براي اينکه پسر را بيدار نکند درِ حمام را بسته بود و مشغول نواختن شده بود. علاوه بر آن، آب را هم باز کرده بود که صداي ويولن را خفه کند. اين نواها همراه با صداي آب، تا عمق روح گلب را به لرزه درآورده بود. در سال 2003 گلب چند آهنگ ضبط کرد که در آنها صداي گيتار و در پسزمين? آنها صداي آب ميآمد، و اين به ياد نواختن پدرش بود. وقتي اين آهنگها را ضبط ميکرد، ناگهان به اين فکر افتاد که شايد پدرش درواقع آب را باز کرده که با آرامش خود را حلقآويز کند. وقتي آهنگها را با پسزمين? باران ضبط کرد، به او گفتند که آثار نااميدي در آن حس ميشود. گلب هيچ پاسخي نداد. او آن حالت خاص چشمهاي پدرش را به خاطر آورد که چيزي جز نوميدي در آن نبود. پس در حقيقت چه اتفاقي افتاده بوده؟ آيا ايرينا سهلانگار بوده؟ شايد همهچيز را راحت ميگرفته و به جنب? روشن و شاد زندگي اولويت بيشتري ميداده. و تمايل و توجه خاصي به سمت تير? آن نداشته است. اغلب ميگفت دوست دارد در استراليا زندگي کند؛ معلوم نيست چرا اين کشور به نظر او مظهر فارغالبالي و بيخيالي بود. بهمزاح خواسته بود براي او شوهر استراليايي پيدا کنند تا با هم دور دنيا را بگردند. در يکي از همين گفتگوها بود که گلب اسم بريزبن را شنيده بود. مادر وقتي از شهر رؤيايي خود سخن ميگفت، نام بريزبن را بر زبان آورده بود. وقتي از او پرسيده بودند حالا چرا اين شهر، پاسخ داده بود: به گوش زيبا ميآيد. خوشآهنگ است.»
دربار? يوگني وادالازکين، نويسند? کتاب «بريزبن»
يوگني آلمانوويچ وادالازکين (??????? ?????????? ??????????)، متولد 1964، داستاننويس، مورخ ادبي و زبانشناس روسي – اوکرايني است. او از نويسندگان شاخص و مهمّ روسي? معاصر است و براي آثارش جوايز مختلفي، از جمله جايز? سولژنيتسين، را دريافت کرده است.
از آثار يوگني وادالازکين ميتوان به رمانهاي «هوانورد» و «برگ بو» اشاره کرد.
دربار? ترجم? فارسي کتاب «بريزبن»
کتاب «بريزبن» با ترجمه و مقدم? نرگس سنائي، همراه با مقدمهاي از نويسنده براي ترجم? فارسي اين رمان و همچنين مقدمهاي که يانينا سالداتکينا، استاد ادبيات روسي، بر اين ترجمه نوشته، در نشر نو منتشر شده است.
نرگس سنائي، متولد 1355، مترجم ايراني است. او کتاب «ايران در آين? شعر روس» را نيز، با همکاري يوگنيا نيکيتنکو، به فارسي ترجمه کرده است.