کمیته
صنع الله ابراهیم
احسان موسوی خلخالی
برج
دسته بندی: ادبیات-عرب
| کد آیتم: |
1524200 |
| بارکد: |
9786225696204 |
| سال انتشار: |
1402 |
| نوبت چاپ: |
2 |
| تعداد صفحات: |
168 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
جیبی |
کتاب «کميته» نوشت? صنعالله ابراهيم
يک روايت کافکايي و آبزورد از خودکامگي و سرکوب و سانسور. کتاب «کميته»، با عنوان اصلي «اللجنه»، رماني کوتاه است که ماجراي مردي را روايت ميکند که همچون شخصيت اصلي رمان «محاکمه» فرانتس کافکا، بازيچ? دست نهادي مرموز و مقتدر ميشود.
صنعالله ابراهيم در کتاب «کميته»، با نگاهي نقادانه و طنزي سياه، در مناسبات سياسي و اجتماعي جامع? مصر، در دوران زمامداري انور سادات در اين کشور، باريک ميشود.
داستان کتاب «کميته» چنانکه در مقدم? احسان موسوي خلخالي بر ترجم? فارسي اين رمان اشاره شده، بيارتباط با رويدادهاي سياسي کشور مصر در دوران انور سادات و تأثير اين رويدادها بر جامعه و اقتصاد مصر در آن دوران نيست و صنعالله ابراهيم در اين رمان، بهشيوهاي کنايي و طنزآميز، تصويري از آن دوران به دست ميدهد.
با اينهمه کتاب «کميته» را بدون در نظر داشتن پسزمين? سياسي مشخص آن و مستقل از اين پسزمينه نيز ميتوان درک کرد چرا که اين رمان، علاوه بر نقد دولت و جامع? مصر، تصويري از کشمکش انسان با قدرت و گرفتاري آدمي در شبکههاي نامرئي اقتداري مرموز ارائه ميدهد.
اختناق، خودکامگي، بوروکراسي، سيستم نظارت پليسي و احساس ناامني در چنين سيستمي، امپرياليسم و فساد اقتصادي از موضوعاتي هستند که در کتاب «کميته» با نگاهي نقادانه به آنها پرداخته شده است.
متن اصلي کتاب «کميته» اولين بار در سال 1981 منتشر شده است. از اين رمان بهعنوان سومين بخش از سهگانهاي ياد شده است که دو رمان ديگر آن عبارتند از «آن رايحه» و «ستار? ماه اوت» که اولي در سال 1966 و دومي در سال 1974 منتشر شده است.
گفتني است که توماس آزوئلوس، هنرمند طنزپرداز فرانسوي و روزنامهنگار نشري? «لوموند»، با الهام از کتاب «کميته» کتابي مصور خلق کرده است. آزوئلوس در سفري به مصر، بهطور تصادفي، با ترجم? فرانسوي کتاب «کميته» برخورد کرد و خواندن اين کتاب، جرق? خلق کميکبوکي را براساس آن زد. البته آزوئلوس در کميکبوکي که براساس کتاب «کميته» خلق کرده، داستان کتاب را تغيير داده اما ايد? اصلي کتاب او الهامگرفته از رمان صنعالله ابراهيم است.
مروري بر کتاب «کميته»
صنعالله ابراهيم در کتاب «کميته» ماجراي مردي را روايت ميکند که ميخواهد کاري انجام دهد اما در ميان چرخدندههاي يک نهاد مخوف و درعينحال مضحک، که تجسمي از گروتسک است، لِهولورده ميشود. اين نهاد، که «کميته» نام دارد و داراي سازوکاري مبهم است و اعضاي آن هم آدمهايي غريب هستند، تجسم قدرتي خودکامه است که بر هم? رفتارهاي ريز و درشت افراد تحت سلطهاش نظارت و کنترل دارد.
راوي کتاب «کميته» مردي است که براي انجام آنچه در سر دارد بايد ابتدا با کميته ديدار کند. او يک سال خودش را براي اين ديدار آماده کرده و سعي کرده است خود را به انواع معلوماتي مجهز کند که حدس ميزند در ديدار با کميته به آنها احتياج پيدا خواهد کرد. البته هيچکس درست نميداند که کميته دقيقاً از کساني که احضار ميکند چه سؤالاتي ميپرسد و از آنها چه انتظاري دارد و چگونه ميتوان تأييد کميته را به دست آورد. دو نفري هم که با کميته ديدار داشتهاند و راوي آنها را ميشناسد، دربرابر پرسوجوهاي راوي جواب درستي به او ندادهاند. يکيشان خودش را زده به آن راه و چنين ديداري را از بيخ انکار کرده و ديگري هم پاسخهايي کلي و مبهم داده است.
راوي، دستپاچه و سردرگم، به ديدار کميته ميرود و به پرسشهاي آنها جواب ميدهد. کميته هم به او ميگويد برود و منتظر بماند تا به او خبر بدهند.
بعد از مدتي تلگرافي از کميته به دست راوي ميرسد. کميته از راوي خواسته است که دربار? درخشانترين چهر? معاصر عرب تحقيق کند. راوي اما بايد اول دربار? اينکه درخشانترين چهر? معاصر عرب کيست تصميم بگيرد. او بايد بفهمد چه کسي درخورِ داشتن چنين لقبي است. تحقيقات خود را در اين باره آغاز ميکند و سرانجام به اين نتيجه ميرسد که درخشانترين چهر? معاصر عرب مردي است که در رمان «دکتر» ناميده ميشود. دکتر، شخصيتي است که در پشت پرد? بسياري از زدوبندهاي سياسي و اقتصادي حضور دارد؛ يک شخصيت مافيايي بانفوذ و قدرقدرت که نمود فساد مالي و سياسي است. اما تحقيق دربار? دکتر و ارائ? چنين تحقيقي به کميته، سرآغاز افتادن راوي به مخمصهاي تازه و هولناک است که راوي در ادام? داستان گرفتار آن ميشود.
کتاب «کميته» يک کمدي سياه آبزورد دربار? قدرت و خودکامگي، امپرياليسم، فساد سياسي و اقتصادي و اجتماعي و جامعهاي است که همهچيز آن، در راه تأمين منافع گروهي خاص، نابود شده است و انسانها در آن بهسوي نوميدي و تباهي و انفعال و روزمرگي کشيده شدهاند و تن دادهاند به آنچه به آنها تحميل شده است.
دستبستگي انسان دربرابر قدرتي خودکامه و تماميتخواه و مرموز و سرکوبگر، از مضامين اصلي کتاب «کميته» است.
در بخشي از کتاب «کميته» ميخوانيد: «يخچال پر بود از بطريهايي که در آب شنا ميکردند. در صورت فروشنده نوعي سرخوشي ميديدي وقتي دستش را در يک چشمبههمزدن فرو ميکرد توي آب و يک بطري درميآورد و ميبرد بهطرف يکي از دستهايي که دراز شده بود و پيش از آنکه بطري به آن دست برسد با دربازکني که در دست ديگرش بود درِ آن را بازميکرد، و فوري ميرفت سراغ بعدي.
ديدم دستش را با يک بطري آورده سمت من، فوري قبل از آنکه بازش کند پرسيدم: "خنک است؟"
چپچپ نگاهم کرد و گفت: "تگري."
دستم را کشيدم به بطري و ديدم گرم است، گفتم: "نه، خنک ميخواهم."
از دستم عصباني شد و بطري را داد به يکي از همانها که ايستاده بودند. دستم را بردم ميان بطريها و ديدم همهشان گرماند و هيچ اثري از يخ در آن آب نيست. فروشنده حواسش به تشنگاني بود که عرقشان را پاک ميکردند و گرما طاقتشان را بريده بود و با بطريهاي گرم امدادشان ميکرد.
ايستادم و نگاه کردم که چطور آن مايع اسرارآميز را سرميکشند. چطور دستشان را به بطري ميکشند، انگار ميخواهند مطمئن شوند که ميتوانند گرم را از سرد بشناسند. بعد در حالت تسليم محض همهي بطري را تا ته بالا ميدهند و پولش را، که به بهانهي يخ موهوم چندبرابر قيمت واقعي است، به فروشنده ميپردازند. فروشنده هم ايستاده و يخزده نگاهشان ميکند و به هيچشان نميگيرد.
نگاهم را انداختم به فروشنده که با شور و نشاط و کمي بدجنسي کار ميکرد. با خودم فکر کردم که زود به هدفش خواهد رسيد و طولي نخواهد کشيد که مغازهي خالياش پر از انواع سيگارها و شکلاتهاي خارجي و ديگر محصولات وارداتي، از انواع نوارهاي کاست و دستگاهها و بستهبنديهاي بزرگ و کوچک، شود.
چنان غرق فکر بودم که وقتي به خود آمدم ديدم يک بطريِ گرم درباز دستم است. ناخودآگاه گذاشتمش لب دهانم.».
دربار? صنعالله ابراهيم، نويسند? کتاب «کميته»
صنعالله ابراهيم، متولد 1937، داستاننويس مصري است. از صنعالله ابراهيم، در کنار نويسندگاني چون نجيب محفوظ، ادوار الخراط، جمال الغيطاني و يوسف ادريس، بهعنوان يکي از پيشگامان رماننويسي عربي و مصري ياد شده است. او از اولين نويسندگان جهان عرب است که در آثارش تکنيکهاي رمان نوِ فرانسوي را بهکار برده است. او را همچنين، بهلحاظ سبک داستاننويسي، با فرانتس کافکا و گابريل گارسيا مارکز مقايسه کردهاند.
آثار صنعالله ابراهيم درهمتنيده با زندگي شخصي او و نيز تاريخ سياسي مصر هستند. او يکي از نويسندگان معترض جهان عرب است و مدتي هم، بين سالهاي 1959 تا 1964، در دور? زمامداري جمال عبدالناصر در مصر، بهدليل افکار چپگرايانه و فعاليت در احزاب کمونيستي، زنداني بوده است.
در سال 2003 «مجمع قاهره براي خلاقيت رماننويسان» جايز? رمان عربي را به صنعالله ابراهيم اهدا کرد اما او، در اعتراض به سياستهاي مصر، اين جايزه را نپذيرفت و اين ماجرا جنجالي به راه انداخت که باعث شد مجمع تصميم بگيرد از آن پس برند? اين جايزه را با اعلاميهاي کتبي ملزم به گرفتن آن کند.
صنعالله ابراهيم در سال 2004 جايز? آزادي انديش? ابن رشد را دريافت کرد.
از آثار صنعالله ابراهيم ميتوان به کتابهاي «آن رايحه»، «بيروت بيروت»، «شرف»، «پنهانکاري» و «برلين 69» اشاره کرد.
دربار? ترجم? فارسي کتاب «کميته»
کتاب «کميته» با ترجمه و مقدم? احسان موسوي خلخالي و بههمراه مقالهاي از محمود امين العالم، منتقد ادبي مشهور مصري، که در واقع ترجم? فارسي چکيد? فصل سوم کتابي از او دربار? سهگان? صنعالله ابراهيم است، در نشر برج منتشر شده است.
احسان موسوي خلخالي، متولد 1360، مترجم ادبيات داستاني معاصر و مدرن جهان عرب و نيز مترجم آثاري ديگر از زبان عربي به فارسي است. از ترجمههاي او ميتوان به کتابهاي «چنين گفت ابن عربي»، «وقايع غريبِ غيب شدنِ سعيد ابونحسِ خوشبدبين»، «آن رايحه»، «رويکرد عقلاني در تفسير قرآن»، «واقع? عاشورا: تحليلي ساختارگرايانه از "درام کربلا" بهگزارش طبري»، «متن، قدرت، حقيقت»، «کابوسهاي بيروت» و «مرداني در آفتاب» اشاره کرد.