شوهر حسود
Another man's wife and a husband under the bed
فیودور داستایفسکی
سبحان اسماعیلی سیگارودی
ثالث
دسته بندی: ادبیات-روسیه
| کد آیتم: |
1524792 |
| بارکد: |
9786004058674 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
رقعی |
| نوبت چاپ: |
5 |
| تعداد صفحات: |
94 |
| سال انتشار: |
1404 |
کتاب «شوهر حسود و رماني در نه نامه» اثر فيودر داستايفسکي
دو اثر از داستايفسکيِ متقدم. کتاب «شوهر حسود و رماني در نه نامه» شامل ترجم? فارسي دو قصه از فيودور داستايفسکي است که هردو از قصههاي اولي? او هستند.
کتاب «شوهر حسود و رماني در نه نامه» داستايفسکي را در اوايل راه نويسندگياش به ما مينماياند و نشان ميدهد که از همان دوران اول نويسندگي داستايفسکي، بارقههاي نبوغ و حساسيت به مسائل اجتماعي و انساني و کشمکشهاي بنيادين دروني و روانشناختي در نوشتههاي او نمايان بوده است؛ نبوغ و حساسيتي که با هرچه پختهتر شدن داستايفسکي، خود را بيشتر در آثار او عيان کردند و عميقتر و پروردهتر شدند.
کتاب «شوهر حسود و رماني در نه نامه» کتابي است که بخشي از خط سِيرِ کار ادبي داستايفسکي را در دوران اولي? داستاننويسياش به ما مينماياند.
براساس قص? «شوهر حسود» از اين کتاب، فيلم و تئاتر هم ساخته شده است.
مروري بر کتاب «شوهر حسود و رماني در نه نامه»
آنچه در کتاب «شوهر حسود و رماني در نه نامه» ميخوانيد، چنانکه پيشتر نيز اشاره شد و از عنوان کتاب هم پيداست، ترجم? فارسي دو قصه از داستايفسکي است. داستايفسکي در اين هردو قصه، قريح? طنزپرداز و نگاه نقادان? خود به جامعه و نيز دغدغهها و اضطرابها و تشويشهاي انساني و روانشناختي را به نمايش ميگذارد.
قصههاي کتاب «شوهر حسود و رماني در نه نامه» قصههايي طنزآميز و نقادانهاند که در عين نقد جامعهاي که داستايفسکي در آن ميزيست، مسائلي را پيش ميکشند که هر انساني، فارغ از زمان و مکان، با آنها آشنا و چهبسا بهنحوي با آنها درگير است. از همين رو کتاب «شوهر حسود و رماني در نه نامه» هنوز هم خواندني است و مسائلي را پيش ميکشد که براي انسان امروز نيز ملموس است.
دربار? قص? «شوهر حسود» از کتاب «شوهر حسود و رماني در نه نامه» گفته شده است که داستايفسکي در اين قصه از بعضي تکنيکهاي نمايش موسوم به «وودويل» استفاده کرده که نوعي نمايش مفرح و سرگرمکننده بوده است. در بخشي از اين قصه از کتاب «شوهر حسود و رماني در نه نامه» ميخوانيد: «ايوان آندريويچ، پس از هوار شدن بر تئاتر، يک آن لژهاي طبق? دوم را از نظر گذراند و واي! قلبش از تپش ايستاد؛ زن اينجا بود! در لژ نشسته بود! ژنرال بابينيتسين نيز همراه همسر و خواهر همسرش اينجا بودند. آجودانِ ژنرال که جوان زبر و زرنگي بود نيز حضور داشت. يک نظامي ديگر هم بود... ايوان آندريويچ تمام دقتش، تمام قدرت چشمانش را به کار گرفت، اما... افسوس! فرد نظامي که مکارانه پشت آجودان مخفي شده بود و قابل شناسايي نبود.
زن اينجا بود، در حالي که گفته بود اصلاً به اينجا نخواهد آمد! اين همان رفتار دوگانهاي بود که از چندي پيش مدام از گلافيرا پترُونا سر ميزد و ايوان آندريويچ را ديوانه کرده بود. ظاهراً همين افسر جوان موجب سرخوردگي عميق او شده بود. درمانده خود را روي صندلي انداخت. فکر ميکنيد چرا؟ موضوع بسيار ساده است...
صندلي ايوان آندريويچ دقيقاً کنار لژهاي طبق? اول بود و از قضا لژِ خيانتکار طبق? دوم درست بالاي صندلي او بود و از اين رو برايش جاي تأسف بسيار داشت که قادر به ديدن هيچچيز از آنچه در بالاي سرش ميگذرد نيست. از اين رو مثل سماور از عصبانيت ميجوشيد.»
دربار? فيودر داستايفسکي، نويسند? کتاب «شوهر حسود و رماني در نه نامه»
فيودر ميخايلوويچ داستايفسکي (????? ?????????? ???????????)، متولد 1821 و درگذشته به سال 1881، از بزرگترين نويسندگان کلاسيک قرن نوزدهم و از مهمترين نمايندگان عصر طلايي ادبيات روسيه است. داستايفسکي نويسندهاي بود با زندگياي پر از اُفتوخيز و تلاطم. يکبار حتي تا دمِ مرگ و پاي جوخ? اعدام رفت اما در آخرين لحظات اعلام شد که بخشوده شده است. سالهايي را در سيبري زنداني بود. از بيماري صرع نيز رنج ميبرد و اينها همه، در کنار عوامل و رويدادهايي ديگر، تأثيرات خود را بهنحوي بر جهانبيني و آثار داستانياش به جا گذاشتند.
داستايفسکي در رمانهايش آيند? جهان، برآمدن نظامهاي توتاليتر و بحرانهايي را که انسان مدرن در قرن بيستم قرار بود از سر بگذراند پيشبيني کرده و پرسشها و ترديدهايي را دربار? انسان و انتخابهاي او و نيز درباب مقول? خير و شر و شک و يقين پيش کشيده که همچنان براي انسان قرنِ بيستويکمي نيز مطرح است. شخصيتپردازي قدرتمند و ترسيم ماهران? تلاطمات دروني و پيچيدگيها و تناقضات شخصيتي آدمها و درگيريشان با بحرانهاي وجودي و هستيشناختي، از خلال قصههايي جذاب و پُرکشش، از ويژگيهاي اصلي آثار شاخصِ داستايفسکي هستند. او به ويژه در رمانهاي «جنايت و مکافات»، «برادران کارامازوف»، «شياطين» و «ابله» اوج هنر قصهپردازي و نيز عصار? جهانبيني خود را به نمايش گذاشته است. اين رمانها، با گذشت اينهمهسال از نوشتهشدنشان، همچنان تَر و تازه و شاداباند و مثل هر اثر بزرگ کلاسيک، همچنان حرفهاي تازه و مهمي براي گفتن دارند.
داستايفسکي روزنامهنگار چيرهدستي هم بود و از سال 1861 تا 1863 ماهنام? «زمان» را سردبيري کرد؛ ماهنامهاي ادبي، سياسي، اقتصادي و فلسفي که لئونيد گروسمن در کتاب «داستايفسکي، زندگي و آثار» از آن بهعنوان «واقعهاي بزرگ در تاريخ مطبوعات روسيه» ياد ميکند و دليل توفيق اين ماهنامه را «قريح? شگفتآور داستايفسکي، شيفتگي آتشينش در طلب انديشههاي نو، روحي? مبارزهجوي او بهعنوان يک نويسند? سياسي و عشق بيآلايشش به آفريدههاي مردم خود» ميداند.
از داستايفسکي، بهجز رمان و داستان کوتاه، نوشتههاي غيرداستاني بسياري هم در موضوعات مختلف به جا مانده است. او همچنين مترجم آثاري از ادبيات آلمان و فرانسه بوده است.
دربار? ترجم? فارسي کتاب «شوهر حسود و رماني در نه نامه»
کتاب «شوهر حسود و رماني در نه نامه» با ترجمه و مقدم? سبحان اسماعيلي سيگارودي در نشر ثالث منتشر شده است.
سبحان اسماعيلي سيگارودي، متولد 1359، مترجم ايراني است. از ترجمههاي او ميتوان به کتابهاي «قمارباز» و «پرتگاه و سه داستان ديگر» اشاره کرد.