رودی به نام زمان
میا کوتو
مهدی غبرایی
افق
دسته بندی: ادبیات-آمریکای-لاتین
| کد آیتم: |
1992650 |
| بارکد: |
9786223320798 |
| سال انتشار: |
1402 |
| نوبت چاپ: |
1 |
| تعداد صفحات: |
232 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
رقعی |
رمان «رودي به نام زمان» اثر ميا کوتو
رماني دربار? گذشته، هويت، خانه، رازهاي خانوادگي، سنت، مرگ، زندگي، تاريخ و اسطوره. رمان «رودي به نام زمان»، با عنوان اصلي Um Rio Chamado Tempo, uma Casa Chamada Terra و عنوان انگليسي A River Called Time، رماني است که در آن افسانه و اسطوره و فولکلور و تخيل و واقعيت و بخشي از تاريخ موزامبيک بههم آميختهاند و از طريق اين آميختگي تصويري از مناسبات انساني و خانوادگي در متن فرهنگ و سنتها و باورهاي اين کشور آفريقايي ارائه شده و تاريخ و فرهنگ اين کشور و زندگي و رنجها و مسائل مردم آن، از خلال افسانهها و باورهاي عاميان? آن، ترسيم شده است.
ميا کوتو در رمان «رودي به نام زمان» حکايتهاي شفاهي و باورهاي عاميانه و عناصر فانتزي و سوررئال و افسانهايِ برآمده از اين حکايتها و باورها را با شيوههاي مدرن روايتگري و داستانپردازي ميآميزد و داستان يک خانواده را از منظرها و زواياي گوناگون روايت ميکند و از خلال چنين داستاني به مسائل بنيادين بشري نيز نقب ميزند و مسائل کشور خود را با مسائلي جهاني پيوند ميزند.
رمان «رودي به نام زمان» همچنين تصويرگر موزامبيک پس از جنگ داخلي و روايتگر زخمهايي است که جنگ داخلي بر اين سرزمين زد.
متن اصلي رمان «رودي به نام زمان» اولين بار در سال 2002 منتشر شده است.
مروري بر رمان «رودي به نام زمان»
ميا کوتو در رمان «رودي به نام زمان» داستان پسري به نام ماريانو را روايت ميکند که از شهر، جايي که از بچگي در آن بوده و در آن به تحصيل مشغول است، به زادگاهش فراخوانده ميشود تا پدربزرگش را که مُرده است به خاک بسپارد. ماريانو درمييابد که با مرگ پدربزرگش او بايد ادار? خانواده را بهدست گيرد. اين مسئوليتي است که بر دوش ماريانو گذاشته شده و او بايد انجامش دهد و به همين دليل او ديگر نميتواند به شهر بازگردد و به تحصيلش ادامه دهد. اما ماريانو در خان? اجدادي با جهاني پر از رمز و راز مواجه است؛ جهاني که اشباح مردگان و نيز پدربزرگ ماريانو، که معلوم ميشود هنوز بهطور کامل نمرده است، در آن پرسه ميزنند و جولان ميدهند.
ماريانو در رمان «رودي به نام زمان» بهتدريج از رازهايي خانوادگي باخبر ميشود و حقايقي تازه را دربار? پيشين? خانوادگي خود کشف ميکند؛ حقايقي که او را، که يکي از کارهايي که بايد انجام دهد برقراري صلح و آشتي ميان شاخههاي مختلف شجر? خانواده است، با وضعيتي پيچيده و بغرنج روبهرو ميکند.
راوي اصلي رمان «رودي به نام زمان» ماريانو است اما نويسنده در جاهايي از اين رمان هم عنان روايت را بهدست راوياني ديگر، از جمله راويِ مُرده، ميسپارد و زندگي يک خانواد? بزرگ را از منظر اين راويان گوناگون روايت ميکند.
در رمان «رودي به نام زمان» همچنين از زمان خطي تبعيت نميشود و روايت در اين رمان بهصورت غيرخطي پيش ميرود.
ميا کوتو در رمان «رودي به نام زمان»، از خلال احضار افسانه به متن زندگي واقعي، تصويري از جامعهاي بهدست ميدهد که در آن پدرسالاري و سنتهاي پيشامدرن همچنان حضور دارند؛ جامعهاي که همچنان با رازهاي ناگشود? گذشته و اشباح مردگانش درگير است.
در رمان «رودي به نام زمان» مرز ميان جهان مردگان و زندگان مرزي مبهم و غيرقطعي است، همچنانکه مرز ميان گذشته و حال و آينده. نويسنده اينگونه در اين رمان فرهنگ و تاريخي را به تصوير ميکشد که عرص? همزمانيِ عناصر ناهمزمان و همنشيني و آميزش عناصر نامتجانس و هويتهاي گوناگون است. زيباييشناسي و ساخت روايي رمان «رودي به نام زمان» از همين همزماني و همنشيني و آميزش شکل گرفته است.
دربار? ميا کوتو، نويسند? رمان «رودي به نام زمان»
آنتونيو اميليو ليته کوتو (Ant?nio Em?lio Leite Couto)، معروف به ميا کوتو (Mia Couto)، متولد 1955، داستاننويس، شاعر، روزنامهنگار و زيستشناس موزامبيکي است.
کوتو فارغالتحصيل رشت? زيستبومشناسي و از مهمترين نويسندگان معاصر آفريقا است. پدر و مادر او سفيدپوست و از مهاجران پرتغالياي بودند که در ده? 1950 ميلادي به موزامبيک، که آن موقع مستعمر? پرتغال بود، مهاجرت کردند.
از آثار ميا کوتو ميتوان به رمانهاي «ديار خوابگردي»، «آخرين پرواز فلامينگو»، «اعتراف مادهشير» و «زير درختچهي ياسمن» اشاره کرد.
دربار? ترجم? فارسي رمان «رودي به نام زمان»
رمان «رودي به نام زمان» با ترجمه و مقدم? مهدي غبرايي، همراه با مرور کوتاهي که آماندا هاپکينسُن بر اين رمان نوشته و در نشري? «اينديپندنت» منتشر شده و مصاحبهاي که ويل فورستر با ميا کوتو انجام داده، در نشر افق منتشر شده است.
مهدي غبرايي، متولد 1324 در لنگرود، از مترجمان مطرح و نامآشناي ادبيات داستاني در ايران است. ترجمههاي غبرايي از آثار داستاني جهان بسيار متنوع است و آثار نويسندگاني از سرزمينهاي مختلف، از کشورهاي عربي و آفريقايي تا ژاپن و اروپا و امريکا، را در بر ميگيرد.
ارنست همينگوي، کازوئو ايشيگورو، هاروکي موراکامي، جک لندن، دوريس لسينگ، و. س. نايپُل و هشام مطر از جمله نويسندگاني هستند که غبرايي آثاري از آنها را به فارسي ترجمه کرده است.
از ترجمههاي مهدي غبرايي ميتوان به کتابهاي «آواي وحش»، «اين ناقوس مرگ کيست؟»، «خانهاي براي آقاي بيسواس»، «دفترهاي مالده لائوريس بريگه»، «کافکا در کرانه»، «بادبادکباز»، «زن در ريگ روان»، «زير درختچهي ياسمن»، «ديار خوابگردي» و «در کشور مردان» اشاره کرد.