قصههای جنگ
A Set of Six
جوزف کنراد
نیما حضرتی
نشر نی
دسته بندی: ادبیات-انگلیس
| کد آیتم: |
1993520 |
| بارکد: |
9786220605850 |
| سال انتشار: |
1403 |
| نوبت چاپ: |
1 |
| تعداد صفحات: |
192 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
رقعی |
کتاب «قصههاي جنگ» اثر جوزف کنراد
داستانهايي کوتاه از جوزف کنراد که مضاميني چون جنگ و استعمار و نزاع آنها را به هم پيوند داده است. کنراد که آشنايي بيواسطهاي با مبارزات استقلالطلبي، استعمار و نزاع براي رهايي داشت در داستانهايي که در کتاب «قصههاي جنگ» گرد آمدهاند نشان داده که چگونه زندگي انسانها با جنگ و نزاع دچار دگرگوني ميشود.
کنراد در داستانهايي که در کتاب «قصههاي جنگ» منتشر شدهاند شخصيتهاي معمولي و عادي جامعه را در ميانه بحراني چون بحران جنگ قرار داده و به قول خودش آنها را از دل تاريکي بيرون کشيده است.
داستانهاي کتاب «قصههاي جنگ» براي عموم علاقهمندان به ادبيات جاذبه زيادي دارد. اين داستانها نمونههايي از هنر داستاننويسي کنراد است که او آن را به حد اعلا رسانده است. جذابيت داستانهاي کنراد تنها مربوط به سبک داستاننويسي او نيست بلکه خصوصيات ذهني و احساسي خود او نيز در اين داستانها نقشي محوري دارند.
مروري بر کتاب «قصههاي جنگ»
گرچه جوزف کنراد عمدتا با رمانهايش شناخته ميشود اما او داستانهاي کوتاهي هم نوشته است و در آنها نيز توانايياش در قصهنويسي را نشان داده است. کتاب «قصههاي جنگ» مجموعهاي از داستانهاي کوتاه کنراد است که مضاميني مشترک آنها را به هم پيوند داده است.
کتاب «قصههاي جنگ» شامل پنج داستان کوتاه از کنراد با اين عناوين است: «گاسپار روئيس: قصه عاشقانه»، «خبرچين: قصه طعنهآميز»، «وحشي: قصه خشونتآميز»، «آنارشيست: قصه يأسآميز»، «جناب کنت: قصه تاسفآميز».
بهطور کلي شخصيتهاي داستاني آثار کنراد آدمهايي هستند با نقاط ضعف گوناگون. اين ويژگي در پنج داستان کتاب «قصههاي جنگ» هم ديده ميشود. راوي داستان اول اين کتاب ميگويد انقلاب و جنگ داخلي شخصيتهاي عجيب بسياري را که زندگيهايي معمولي در جامعهاي آرام دارند از دل تاريکي بيرون ميکشد.
کنراد در داستانهاي کتاب «قصههاي جنگ» بر زندگي همين آدمها در دوران بحران و زمانه جنگ نور انداخته است. در اولين داستان کتاب، با جنگي براي استقلال سروکار داريم. نبردي طول و دراز که يک سويش براي استقلال ميجنگد و سوي ديگرش براي حفظ سلطه خود. کنراد که مدتي مديد به دريانوردي مشغول بود زماني که در رود کنگو کار ميکرد از نزديک با استعمار و تبعات آن روبرو شده بود. کنراد در داستان «گاسپار روئيس: قصه عاشقانه»، تصويري از نبرد براي استقلال به دست داده اما شخصيت اصلي اين داستان قهرمان نبرد نيست بلکه کسي است که به نوعي خيانت کرده است.
در اولين داستان کتاب «قصههاي جنگ» کنراد تصويري واقعي از فروپاشي انسان در جنگ به دست داده است. راوي داستان ميگويد که نميتوان گاسپار روئيس را خائن به حساب آورد چرا که او آنقدرها باهوش نبود که بتواند بين منافع و خطرهايي که در پي خيانت نصيب آدم ميشود فرقي قائل شود. آخر چرا بايد طرفِ دشمنياش را عوض ميکرد؟ او واقعا اسير شده بود، با او بدرفتاري کرده و بسياري از امتيازاتش را از او گرفته بودند. هيچيک از طرفينِ جنگ کوچکترين رحم و شفقتي به دشمنان خود نشان نميدادند. يک روز به او و چند اسير ديگر فرمان داده بودند که به خط مقدم نيروهاي سلطنتطلب حمله کنند. شمخالي هم به سمتش انداخته بودند. او هم تفنگ را گرفته و حمله کرده بود. گاسپار نميخواسته با تخطي از فرمان مافوقش با بيرحمي و قساوت کشته شود. با قهرمانبازي هم ميانهاي نداشت، ميخواست در اولين فرصت تفنگش را دور بيندازد. اما قبل از آنکه فرصتي به دست بياورد، از ترس اينکه مبادا با کوچکترين نشاني از بيميلي به دست يکي از افسرهاي شاهِ اسپانيا مغزش متلاشي شود، پشت سر هم تفنگ را پر کرده و شليک کرده بود. حالا هم که اسير شده بود باز سعي ميکرد همين ملاحظات ابتدايي را در مقابل گروهباني که براي نگهباني از او و بيست و خردهاي خائن ديگر گماشته بودند رعايت کند، خائنهايي که محکوم شده بودند فورا تيرباران شوند.
کنراد در اين داستان و ديگر داستانهاي کتاب «قصههاي جنگ» تصويري واقعيتر و ملموستر از جنگ و ويرانيهاي ناشي از آن به دست داده است.
درباره جوزف کنراد نويسنده کتاب «قصههاي جنگ»
جوزف تئودور کنراد کورژنيوفسکي در سوم دسامبر 1857 در خانوادهاي مرفه، که ساکن بخش لهستانينشين اوکراين امروزي بودند، متولد شد. در زمان تولد کنراد، لهستان هنوز کشوري مستقل نبود و اين سرزمين بين روسها، پروسها و اتريشمجارستان آن زمان تقسيم شده بود. پدر جوزف کنراد، از نويسندگان مطرحي بود که از استقلال لهستان حمايت ميکرد و به همين دليل دستگير و به چرنيگوف اوکراين تبعيد شده بود. جوزف نيز در اين سفر تحميلي همراه خانوادهاش بود و در دوران تبعيد همصحبتي جز پدرش و ادبيات نداشت. او در اين دوران و به خصوص به واسطه آشنايياش با مناسبات سياسي و جوامع انساني از طريق صحبتهاي پدرش، نگاهي بدبينانه نسبت به ذات انسان پيدا کرد. پدر و مادر کنراد به خاطر ابتلا به سل از دنيا رفتند و سرپرستي کودک يتيم به دايياش واگذار شد که طبعي ملايم و محافظهکار داشت اما عملگرا بود. کنراد در نوجواني به زندگي روي دريا علاقه زيادي نشان داد. در هفدهسالگي به مارسي فرانسه رفت تا آموزش دريانوردي ببيند و ديگر به لهستان برنگشت. دو سال پس از اين او به عنوان خدمه کشتي سنتآنتوان به امريکا و کارائيب سفر کرد که تجربه اين سفر در رمان «نوسترومو» بازنمايي شده است. کنراد پس از مدتي به خدمت نيروي تجاري دريايي انگلستان درآمد و از اين طريق با زبان انگليسي هم آشنا شد. زندگي کنراد شامل سفر کردن و نوشتن بود و او نخستين رمانش را هم به زبان انگليسي نوشت. کنراد بهترين آثارش را زماني نوشت که روي رود کنگو کار ميکرد و در آنجا بود که عواقب استعمار را از نزديک مشاهده کرد و اين مشاهده ردي عميق بر آثارش برجاي گذاشت. کنراد زندگي پرفرازونشيبي داشت و در ايام پاياني عمرش گرفتار انزوا و افسردگي شد و در نهايت در ماه اوت 1924 بر اثر درد سينه و تنگي نفس به بستر افتاد و چند روز بعد، بهعلت غفلت و بيتوجهي پزشکان، از دنيا رفت. «از چشم غربي»، «دل تاريکي»، «طوفان دريا»، «مامور سري»، «لرد جيم» و «قصههاي آشوب» برخي از آثار کنراد است که به فارسي منتشر شدهاند.
درباره ترجمه کتاب «قصههاي جنگ»
کتاب «قصههاي جنگ» با ترجمه نيما حضرتي در نشر ني منتشر شده است.
نيما حضرتي، متولد 1364، مترجم معاصر ايراني بود که عمري کوتاه داشت و در شهريورماه 1402 از دنيا رفت. از حضرتي آثاري در زمينه ادبيات داستاني و ادبيات نمايشي به فارسي منتشر شده است. «اما و جين آستين»، «قصههاي آشوب» «پنلوپه» و «حلقه» عناوين برخي از ترجمههاي او هستند. حضرتي همچنين سه اثر از آگاتا کريستي با عناوين «شبح مرگ بر فراز نيل»، «آواز قو» و «آقاي کوئين مرموز» به فارسي برگردانده است.