سفرنامهی اروپا - تاملات زمستانی بر تاثرات تابستانی
فیودور داستایفسکی
یلدا بیدختی نژاد
برج
دسته بندی: سفرنامه
| کد آیتم: |
1522629 |
| بارکد: |
9786225696037 |
| سال انتشار: |
1403 |
| نوبت چاپ: |
6 |
| تعداد صفحات: |
112 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
رقعی |
کتاب «سفرنامهي اروپا: تأملات زمستاني بر تأثرات تابستاني» اثر فيودور داستايفسکي
رمانهاي کلاسيک روسي معمولاً فرهيختگان و اشراف و مردم شيک و آلامُد روسي? قرن نوزدهم را شيفت? اروپاي غربي و بهويژه فرانسه معرفي ميکنند. کتاب «سفرنامهي اروپا: تأملات زمستاني بر تأثرات تابستاني»، با عنوان اصلي ?????? ??????? ? ?????? ???????????? ، روايتيست عليه اين شيفتگي و در نقد آن.
فيودور داستايفسکي در کتاب «سفرنامهي اروپا»، که ماحصل سفر او به ايتاليا و انگليس و آلمان و فرانسه است، با ثبت مشاهدات و برداشتهاي خود از آنچه در اين سفر ميبيند، شکاف ميان تصورات رنگين و خيالانگيز و آرماني از اروپاي پيشرفته و آنچه را که واقعاً در کلانشهرهاي معروف و شهرهاي مختلف اروپاي غربي در جريان است بهتصوير ميکشد.
داستايفسکي مشاهدات سفرش به کشورهاي مختلف اروپاي غربي و تحليلها و برداشتها و دريافتهاي خود از اوضاع اجتماعي و فرهنگي و اقتصادي و سياسي اين کشورها را اولين بار در سال 1863 در قالب جُستارهايي در مجل? «زمان» که خودش سردبير آن بود منتشر کرد. کتاب «سفرنامهي اروپا» مجموع? همين جُستارهاست.
در کتاب «سفرنامهي اروپا» با داستايفسکي غيرداستاننويس مواجه ميشويم و چه بسا اين مواجهه شناخت ما از بعضي آثار داستاني داستايفسکي را هم کاملتر کند چرا که داستايفسکي در جُستارهاي اين کتاب نوع نگاه خود به جوامع اروپايي را صريح و بيپرده بيان ميکند و به انتقاد از شيفتگي روسها به اروپاي غربي ميپردازد.
مروري بر کتاب «سفرنامهي اروپا»
کتاب «سفرنامهي اروپا» ماحصل گشتوگذار داستايفسکي در شهرهايي چون ونيز و ميلان و لندن و پاريس و برلين و... است.
داستايفسکي در سال 1962 به ايتاليا و انگليس و فرانسه و آلمان سفر کرد. انگيزه اين سفر، علاج حملههاي صرع بود و نتيج? آن ارائ? ديدگاههايي انتقادي و متفاوت با ديدگاههاي متعارف روسهاي قرن نوزدهم در مورد اروپاي غربي.
چنانکه در کتاب «سفرنامهي اروپا» ميبينيم داستايفسکي در جُستارهاي اين کتاب معتقد است که اروپاي غربيِ پيشرفته و متمدن، افسانهاي بيش نيست و در پُشت ظواهر پُر زرقوبرقِ کلانشهرها و شهرهاي بهظاهر باشکوه و متمدن اروپاي غربيِ قرن نوزدهم، پلشتي و توحش و فقر و فلاکت و استثمار و تبعيض نهفته است.
داستايفسکي در جُستارهاي کتاب «سفرنامهي اروپا» تضادهاي جامع? سرمايهداري قرن نوزدهم را عيان ميکند. او در اين جُستارها مردم عادي و خيابانها و کوچهپسکوچههايي را به تصوير ميکشد که مظاهر فقر و مسکنت و تبعيض را در آنها ميتوان ديد و اين تصاوير تلخ و تيره را در کنار مناظر باشکوه شهرهاي اروپايي قرار ميدهد تا از تضادهاي جامع? سرمايهداري پرده بردارد و نشان دهد که پشت آن مناظر باشکوه چه مناظر فلاکتباري نهفته است و چگونه در جوامع سرمايهداري عدهاي از عدهاي ديگر بهرهکشي ميکنند.
لئونيد گروسمن، زندگينامهنويس داستايفسکي، در کتاب «داستايفسکي، زندگي و آثار» جُستارهاي داستايفسکي درباره سفرش به اروپاي غربي، يعني همين جُستارهاي گردآمده و منتشرشده در کتاب «سفرنامهي اروپا»، را با توجه به انعکاس اجتماعي آنها «يکي از پيشروترين آفريدههاي داستايفسکي» معرفي ميکند. او قسمتهايي از اين جُستارها را با تابلويي معروف از ونسان وانگوگ مقايسه ميکند و در وصف اين نوشتههاي داستايفسکي مينويسد:
«در اين آثار، انتقاد از جهان بورژوازي و طنز تلخي که در بيان آداب اين جهان به کار گرفته شده، به خلق يک اثر ضد سرمايهداري انجاميده است. اين تصاوير، آنجا که به طرحهايي از لندن اختصاص دارد، رنگي دهشتبار و سنگدلانه به خود ميگيرد که ونسان وانگوگ، در تابلوي مشهور خود از هواخوري زندانيان لندني، در حياطي به هيأت يک گودال، به کار گرفته است.»
درباره فيودور داستايفسکي، نويسنده کتاب «سفرنامهي اروپا»
فيودور داستايفسکي، متولد 1821 و درگذشته به سال 1881، از بزرگترين نويسندگان کلاسيک قرن نوزدهم و از مهمترين نمايندگان عصر طلايي ادبيات روسيه است. او نويسندهاي بود با زندگياي پر از اُفتوخيز و تلاطم. يک بار حتي تا دمِ مرگ و پاي جوخ? اعدام رفت و در آخرين لحظات اعلام شد که بخشوده شده است. سالهايي را در سيبري زنداني بود. از بيماري صرع نيز رنج ميبرد و اينها همه، در کنار عوامل و رويدادهايي ديگر، تأثيرات خود را به نحوي بر جهانبيني و آثار داستانياش به جا گذاشتند.
داستايفسکي در رمانهايش آيندة جهان، برآمدن نظامهاي توتاليتر و بحرانهايي را که انسان مدرن در قرن بيستم قرار بود از سر بگذراند پيشبيني کرد و پرسشها و ترديدهايي را درباره انسان و انتخابهاي او و نيز درباب مقول? خير و شر و شک و يقين پيش کشيد که همچنان براي انسان قرنِ بيست و يکمي نيز مطرح است. شخصيتپردازي قدرتمند و ترسيم ماهران? تلاطمات دروني و پيچيدگيها و تناقضات شخصيتي آدمها و درگيريشان با بحرانهاي وجودي و هستيشناختي، از خلال قصههايي جذاب و پُرکشش، از ويژگيهاي اصلي آثار شاخصِ داستايفسکي است. او به ويژه در رمانهاي «جنايت و مکافات»، «برادران کارامازوف»، «شياطين» و «ابله» اوج هنر قصهپردازي و نيز عصاره جهانبيني خود را به نمايش گذاشته است. اين رمانها، با گذشت اين همه سال از نوشتهشدنشان، همچنان تَر و تازه و شاداباند و مثل هر اثر بزرگ کلاسيک، همچنان حرفهاي تازه و مهمي براي گفتن دارند.
داستايفسکي از سال 1861 تا 1863 ماهنام? «زمان» را سردبيري کرد؛ ماهنامهاي ادبي، سياسي، اقتصادي و فلسفي که لئونيد گروسمن در کتاب «داستايفسکي، زندگي و آثار» از آن بهعنوان «واقعهاي بزرگ در تاريخ مطبوعات روسيه» ياد ميکند و دليل توفيق اين ماهنامه را «قريحه شگفتآور داستايفسکي، شيفتگي آتشينش در طلب انديشههاي نو، روحي? مبارزهجوي او بهعنوان يک نويسنده سياسي و عشق بيآلايشش به آفريدههاي مردم خود» ميداند.
کتاب «سفرنامهي اروپا» نمودي از اين دوره کاريِ داستايفسکي است.
درباره ترجم? فارسي کتاب «سفرنامهي اروپا»
کتاب «سفرنامهي اروپا: تأملات زمستاني بر تأثرات تابستاني» با ترجم? يلدا بيدختينژاد در نشر برج منتشر شده است. يلدا بيدختينژاد، متولد 1365، داراي ليسانس زبان روسي و فوق ليسانس ادبيات روسي از دانشگاه تهران است. او کتابهاي «داستايفسکي به آنا» و «تدفين پارتي» را نيز به فارسي ترجمه کرده است.
رتب? کتاب «سفرنامهي اروپا» در گودريدز: 4.67 از 5.