قلب ضعیف و بوبوک
مشخصات
معرفی
کتاب قلب ضعیف و بوبوک اثر فیودور داستایفسکی
دو قصه درباره جنون از دو دوره از نویسندگی فیودور داستایفسکی. کتاب قلب ضعیف و بوبوک ترجمه فارسی دو قصه از داستایفسکی، به نامهای «قلب ضعیف» و «بوبوک: از یادداشتهای یک نفر دیگر»، است که، چنانکه در مقدمه یلدا بیدختینژاد بر ترجمه فارسی این دو قصه اشاره شده، اولی به دوره اول نویسندگی داستایفسکی و دومی به دوران پختگی او تعلق دارد.
داستایفسکی در دو قصهای که از او در کتاب قلب ضعیف و بوبوک به فارسی ترجمه و منتشر شده، آنگونه که شاخصه سبکی اوست، مهارت خود را در شخصیتپردازی و کندوکاو در احوال متغیر و پرتناقض آدمی و بحرانهای درونی انسان به نمایش میگذارد و قصههایی درباره آدمهایی عادی و درعینحال غریب، که غرابت هر انسان عادیای را مینمایانند، خلق میکند.
متن اصلی قصه قلب ضعیف از کتاب «قلب ضعیف و بوبوک» اولین بار در سال 1848 و متن اصلی قصه «بوبوک» از این کتاب اولین بار در سال 1873 منتشر شده است.
مروری بر کتاب «قلب ضعیف و بوبوک»
داستایفسکی استاد نوشتن از جنون و حالات جنونآمیز و مالیخولیایی بود و شخصیتهایش را مثل آب خوردن به جنون میرساند. کتاب قلب ضعیف و بوبوک نیز گواه این مهارت او در ساختوپرداخت داستانيی جنون است.
داستایفسکی در هردو قصهای که از او در کتاب «قلب ضعیف» و «بوبوک» گردآوری و ترجمه شده، بهنحوی به مقوله جنون و حالات جنون پرداخته است، اگرچه جنون شخصیت اصلی قصه قلب ضعیف با جنون شخصیت اصلی قصه «بوبوک» متفاوت است.
داستایفسکی در قصه «قلب ضعیف»، با طنزی سیاه، از دنیای کارمندی مینویسد و کارمند دونپایهای را به تصویر میکشد که از جانب بالادستیِ خود تحقیر میشود و به این تحقیر خو میگیرد و البته اطاعت محض و بیچونوچرا از بالادستی، سرانجام کارش را به جنون میکشاند.
شخصیت اصلی قصه قلب ضعیف کارمندی است سخت وفادار به رئیس خود و تحت فشار از جانب او. در این قصه میبینیم که چگونه وفاداری کارمند به رئیس و پذیرش تحقیر و زورگویی رئیس از جانب کارمند، دست آخر کارمند را به جانب جنون سوق میدهد و دیوانگی او را رقم میزند.
قصه «قلب ضعیف» از کتاب «قلب ضعیف و بوبوک» قصه قدرت و تمکین دربرابر قدرت و جنونِ ماحصلِ این تمکینِ تامّ و تمام است.
اما داستایفسکی در قصه دیگر کتاب «قلب ضعیف و بوبوک»، یعنی قصه «بوبوک»، که چنانکه پیشتر اشاره شد آن را در دوران پختگیاش نوشته است، از زاویهای دیگر به مقوله جنون میپردازد و اینبار شخصیتی اهل ادبیات را خلق میکند که به جنون دچار شده است. البته بین دو قصه کتاب قلب ضعیف و بوبوک، علاوه بر جنون، وجه تشابه دیگری هم هست و آن این است که شخصیتهای اصلی هردو قصه، جزو شخصیتهای حاشیهای و مغلوب و طردشده جامعه هستند؛ شخصیتهایی که داستایفسکی همواره در آثارش به آنها نگاهی ویژه دارد.
گفتنیست که، چنانکه در مقدمه مترجم بر کتاب قلب ضعیف و بوبوک توضیح داده شده، متن اصلی قصه «بوبوک» از این کتاب، وقتی اولین بار منتشر شد، واکنشهایی منفی را از جانب منتقدان همعصرِ داستایفسکی برانگیخت اما بعدها از جانب نویسندگان و منتقدان مختلف، از جمله میخائیل باختین، مورد ستایش قرار گرفت.
درباره فیودور داستایفسکی
فیودور میخایلوویچ داستایفسکی، متولد 1821 و درگذشته به سال 1881، از بزرگترین نویسندگان کلاسیک قرن نوزدهم و از مهمترین نمایندگان عصر طلایی ادبیات روسیه است. داستایفسکی نویسندهای بود با زندگیای پر از اُفتوخیز و تلاطم. یکبار حتی تا دمِ مرگ و پای جوخه اعدام رفت اما در آخرین لحظات اعلام شد که بخشوده شده است. سالهایی را در سیبری زندانی بود. از بیماری صرع نیز رنج میبُرد و اینها همه، در کنار عوامل و رویدادهایی دیگر، تأثیرات خود را بهنحوی بر جهانبینی و آثار داستانیاش به جا گذاشتند.
داستایفسکی در رمانهایش آینده جهان، برآمدن نظامهای توتالیتر و بحرانهایی را که انسان مدرن در قرن بیستم قرار بود از سر بگذراند پیشبینی کرده و پرسشها و تردیدهایی را درباره انسان و انتخابهای او و نیز درباب مقوله خیر و شر و شک و یقین پیش کشیده که همچنان برای انسان قرنِ بیستویکمی نیز مطرح است. شخصیتپردازی قدرتمند و ترسیم ماهرانه تلاطمات درونی و پیچیدگیها و تناقضات شخصیتی آدمها و درگیریشان با بحرانهای وجودی و هستیشناختی، از خلال قصههایی جذاب و پُرکشش، از ویژگیهای اصلی آثار شاخصِ داستایفسکی هستند. او به ویژه در رمانهای «جنایت و مکافات»، «برادران کارامازوف»، «شیاط» و «ابله» اوج هنر قصهپردازی و نیز عصاره جهانبینی خود را به نمایش گذاشته است. این رمانها، با گذشت اینهمهسال از نوشتهشدنشان، همچنان تَر و تازه و شادابند و مثل هر اثر بزرگ کلاسیک، همچنان حرفهای تازه و مهمی برای گفتن دارند.
داستایفسکی روزنامهنگار چیرهدستی هم بود و از سال 1861 تا 1863 ماهنامه «زمان» را سردبیری کرد؛ ماهنامهای ادبی، سیاسی، اقتصادی و فلسفی که لئونید گروسمن در کتاب «داستایفسکی، زندگی و آثار» از آن بهعنوان «واقعهای بزرگ در تاریخ مطبوعات روسیه» یاد میکند و دلیل توفیق این ماهنامه را «قریحه شگفتآور داستایفسکی، شیفتگی آتشینش در طلب اندیشههای نو، روحیه مبارزهجوی او بهعنوان یک نویسنده سیاسی و عشق بیآلایشش به آفریدههای مردم خود» میداند.
از داستایفسکی، بهجز رمان و داستان کوتاه، نوشتههای غیرداستانی بسیاری هم در موضوعات مختلف به جا مانده است. او همچنین مترجم آثاری از ادبیات آلمان و فرانسه بوده است.
درباره ترجمه فارسی کتاب قلب ضعیف و بوبوک
کتاب قلب ضعیف و بوبوک با ترجمه و مقدمه یلدا بیدختینژاد در نشر چشمه منتشر شده است. یلدا بیدختینژاد، متولد 1365، مترجم ایرانی است. او دارای لیسانس زبان روسی و فوق لیسانس ادبیات روسی از دانشگاه تهران است. از ترجمههای یلدا بیدختینژاد میتوان به کتابهای «سفرنامه اروپا: تأملات زمستانی بر تأثرات تابستانی»، «ابلیس نامه»، «داستايیفسکی به آنّا» و «تدفین پارتی» اشاره کرد.